ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 744› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۷۴۴
- یک زمان گرمی به کاری یک زمان سردی در آن جز به فرمان حق این گرما و این سرما نبود
G744:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 رو ترش کردی مگر دی بادهات گیرا نبود·ساقیت بیگانه بود و آن شه زیبا نبود
- 2 یا به قاصد رو ترش کردی ز بیم چشم بد·بر کدامین یوسف از چشم بد آن غوغا نبود
- 3 چشم بد خستش ولیکن عاقبت محمود بود·چشم بد با حفظ حق جز باطل و سودا نبود
- 4 هین مترس از چشم بد وان ماه را پنهان مکن·آن مه نادر که او در خانه جوزا نبود
- 5 در دل مردان شیرین جمله تلخیهای عشق·جز شراب و جز کباب و شکر و حلوا نبود
- 6 این شراب و نقل و حلوا هم خیال احولست·اندر آن دریای بیپایان به جز دریا نبود
- 7 یک زمان گرمی به کاری یک زمان سردی در آن·جز به فرمان حق این گرما و این سرما نبود
- 8 هین خمش کن در خموشی نعره میزن روح وار·تو کی دیدی زین خموشان کو به جان گویا نبود
ganjoor: sh744 · public domain