ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 772› เบท 9 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۷۷۲
- به سوار روح بنگر منگر به گرد قالب که غبار از سواری حسن و منور آمد
G772:9
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد·بگذر بدین حوالی که جهان به هم برآمد
- 2 به دو چشم نرگسینت به دو لعل شکرینت·به دو زلف عنبرینت که کساد عنبر آمد
- 3 به پلنگ عزت تو به نهنگ غیرت تو·به خدنگ غمزه تو که هزار لشکر آمد
- 4 به حق دل لطیفی خوش و مقبل و ظریفی·که بر او وظیفه تو ابدا مقرر آمد
- 5 که خلیل حق که دستش همه سال بت شکستی·به خیال خانه تو شب و روز بتگر آمد
- 6 تو مپرس حال مجنون که ز دست رفت لیلی·تو مپرس حال آزر که خلیل آزر آمد
- 7 به جهانیان نماید تن مرده زنده کردن·چو مسیح خوبی تو سوی گور عازر آمد
- 8 چه خوش است داغ عشقت که ز داغ عشق هر جان·ز خراج و عشر و سخره ابدا محرر آمد
- 9 به سوار روح بنگر منگر به گرد قالب·که غبار از سواری حسن و منور آمد
- 10 ز حجاب گل دلا تو به جهان نظارهای کن·که پس گل مشبک دو هزار منظر آمد
- 11 دو سه بیت ماند باقی تو بگو که از تو خوشتر·که ز ابر منطق تو دل و سینه اخضر آمد
ganjoor: sh772 · public domain