ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 791› เบท 10 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۷۹۱
- هین خرامان رو در غیب سوی پس منگر فی امان الله کان جا همه سودست و مزید
G791:10
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید·چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید
- 2 آن مراد همه عالم چه فرستاد رسول·که بیا جانب ما چون نپرد جان مرید
- 3 بپرد جانب بالا چو چنان بال بیافت·بدرد جامه تن را چو چنان نامه رسید
- 4 چه کمندست که پر میکشد این جانها را·چه ره است آن ره پنهان که از آن راه کشید
- 5 رحمتش نامه فرستاد که این جا بازآ·که در آن تنگ قفس جان تو بسیار طپید
- 6 لیک در خانه بیدر تو چو مرغی بیپر·این کند مرغ هوا چونک به چستی افتید
- 7 بی قراریش گشاید در رحمت آخر·بر در و سقف همیکوب پر اینست کلید
- 8 تا نخوانیم ندانی تو ره واگشتن·که ره از دعوت ما گردد بر عقل بدید
- 9 هر چه بالا رود ار کهنه بود نو گردد·هر نوی کاید این جا شود از دهر قدید
- 10 هین خرامان رو در غیب سوی پس منگر·فی امان الله کان جا همه سودست و مزید
- 11 هله خاموش برو جانب ساقی وجود·که می پاک ویت داد در این جام پلید
ganjoor: sh791 · public domain