ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 837› เบท 12 ← ก่อนหน้า
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۸۳۷
- هین خمش کز پی باقی غزل شاه گوینده ما میآید
G837:12
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 هر کجا بوی خدا میآید·خلق بین بیسر و پا میآید
- 2 زانک جانها همه تشنهست به وی·تشنه را بانگ سقا میآید
- 3 شیرخوار کرمند و نگران·تا که مادر ز کجا میآید
- 4 در فراقند و همه منتظرند·کز کجا وصل و لقا میآید
- 5 از مسلمان و جهود و ترسا·هر سحر بانگ دعا میآید
- 6 خنک آن هوش که در گوش دلش·ز آسمان بانگ صلا میآید
- 7 گوش خود را ز جفا پاک کنید·زانک بانگی ز سما میآید
- 8 گوش آلوده ننوشد آن بانگ·هر سزایی به سزا میآید
- 9 چشم آلوده مکن از خد و خال·کان شهنشاه بقا میآید
- 10 ور شد آلوده به اشکش میشوی·زانک از آن اشک دوا میآید
- 11 کاروان شکر از مصر رسید·شرفه گام و درا میآید
- 12 هین خمش کز پی باقی غزل·شاه گوینده ما میآید
ganjoor: sh837 · public domain