ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 845 เบท 1 ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۸۴۵

  1. مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد بشکست دام‌ها را بر لامکان برآمد

G845:1

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد·بشکست دام‌ها را بر لامکان برآمد
  2. 2 از باده گزافی شد صاف صاف صافی·وز درد هر دو عالم جوشید و بر سر آمد
  3. 3 جان را چو شست از گل معراج برشد آن دل·آن جا چو کرد منزل آن جاش خوشتر آمد
  4. 4 در عالم طراوت او یافت بس حلاوت·وز وصف لاله رویان رویش مزعفر آمد
  5. 5 زان ماه هر که ماند وین نقش را نخواند·در نقش دین بماند والله که کافر آمد
  6. 6 ز اوصاف خود گذشتم وز خود برهنه گشتم·زیرا برهنگان را خورشید زیور آمد
  7. 7 الله اکبر تو خوش نیست با سر تو·این سر چو گشت قربان الله اکبر آمد
  8. 8 هر جان باملالت دورست از این جلالت·چون عشق با ملولی کشتی و لنگر آمد
  9. 9 ای شمس حق تبریز دل پیش آفتابت·در کم زنی مطلق از ذره کمتر آمد

ganjoor: sh845 · public domain