ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 891 เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۸۹۱

  1. بر مثل وام دار جمله به زندان بدند زرگر بخشایشش وام گزاران رسید

G891:6

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید·جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسید
  2. 2 زحمت سرما و دود رفت به کور و کبود·شاخ گل سرخ را وقت نثاران رسید
  3. 3 باغ ز سرما بکاست شد ز خدا دادخواست·لطف خدا یار شد دولت یاران رسید
  4. 4 آمد خورشید ما باز به برج حمل·معطی صاحب عمل سیم شماران رسید
  5. 5 طالب و مطلوب را عاشق و معشوق را·همچو گل خوش کنار وقت کناران رسید
  6. 6 بر مثل وام دار جمله به زندان بدند·زرگر بخشایشش وام گزاران رسید
  7. 7 جمله صحرا و دشت پر ز شکوفه‌ست و کشت·خوف تتاران گذشت مشک تتاران رسید
  8. 8 هر چه بمردند پار حشر شدند از بهار·آمد میر شکار صید شکاران رسید
  9. 9 آن گل شیرین لقا شکر کند از خدا·بلبل سرمست ما بهر خماران رسید
  10. 10 وقت نشاط‌ست و جام خواب کنون شد حرام·اصل طرب‌ها بزاد شیره فشاران رسید
  11. 11 جام من از اندرون باده من موج خون·از ره جان ساقی خوب عذاران رسید

ganjoor: sh891 · public domain