ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 938 เบท 2 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۹۳۸

  1. سخن چو نیک نگویی هزار نیست یکی سخن چو نیکو گویی یکی هزار بود

G938:2

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 سخن به نزد سخندان بزرگوار بود·ز آسمان سخن آمد سخن نه خوار بود
  2. 2 سخن چو نیک نگویی هزار نیست یکی·سخن چو نیکو گویی یکی هزار بود
  3. 3 سخن ز پرده برون آید آن گهش بینی·که او صفات خداوند کردگار بود
  4. 4 سخن چو روی نماید خدای رشک برد·خنک کسی که به گفتار رازدار بود
  5. 5 ز عرش تا به ثری ذره ذره گویااند·که داند آنک به ادراک عرش وار بود
  6. 6 سخن ز علم خدا و عمل خدای کند·وگر ز ما طلبی کار کار کار بود
  7. 7 چو مرغکان ابابیل لشکری شکنند·به پیش لشکر پنهان چه کارزار بود
  8. 8 چو پشه سر شاهی برد که نمرودست·یقین شود که نهان در سلاحدار بود
  9. 9 چو یک سواره مه را سپر دو نیم شود·سنان دیده احمد چه دلگذار بود
  10. 10 تو صورتی طلبی زین سخن که دست نهی·دهم به دست تو گر دست دستیار بود

ganjoor: sh938 · public domain