ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 945› เบท 4 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۹۴۵
- سفر کنید از این غربت و به خانه روید از این فراق ملولیم عزم فرمایید
G945:4
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 ندا رسید به جانها که چند میپایید·به سوی خانه اصلی خویش بازآیید
- 2 چو قاف قربت ما زاد و بود اصل شماست·به کوه قاف بپرید خوش چو عنقایید
- 3 ز آب و گل چو چنین کنده ایست بر پاتان·بجهد کنده ز پا پاره پاره بگشایید
- 4 سفر کنید از این غربت و به خانه روید·از این فراق ملولیم عزم فرمایید
- 5 به دوغ گنده و آب چه و بیابانها·حیات خویش به بیهوده چند فرسایید
- 6 خدای پر شما را ز جهد ساخته است·چو زندهاید بجنبید و جهد بنمایید
- 7 به کاهلی پر و بال امید میپوسد·چو پر و بال بریزد دگر چه را شایید
- 8 از این خلاص ملولید و قعر این چه نی·هلا مبارک در قعر چاه میپایید
- 9 ندای فاعتبروا بشنوید اولوالابصار·نه کودکیت سر آستین چه میخایید
- 10 خود اعتبار چه باشد به جز ز جو جستن·هلا ز جو بجهید آن طرف چو برنایید
- 11 درون هاون شهوت چه آب میکوبید·چو آبتان نبود باد لاف پیمایید
- 12 حطام خواند خدا این حشیش دنیا را·در این حشیش چو حیوان چه ژاژ میخایید
- 13 هلا که باده بیامد ز خم برون آیید·پی قطایف و پالوده تن بپالایید
- 14 هلا که شاهد جان آینه همیجوید·به صیقل آینهها را ز زنگ بزدایید
- 15 نمیهلند که مخلص بگویم اینها را·ز اصل چشمه بجویید آن چو جویایید
ganjoor: sh945 · public domain