ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 999› เบท 7 ← ก่อนหน้า
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۹۹۹
- هر چه نشان داشت نشانش نماند هر چه نشان نیست نشان آمدند
G999:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 از سوی دل لشکر جان آمدند·لشکر پیدا و نهان آمدند
- 2 جامه صبر من از آن چاک شد·کز ره جان جامه دران آمدند
- 3 چادر افکنده عروسان روح·در طلب شاه جهان آمدند
- 4 بر مثل سیل خوش از لامکان·رقص کنان سوی مکان آمدند
- 5 صورت دل صورتها را شکست·پردگیان ملک ستان آمدند
- 6 هر چه عیان بود نهان آمدند·هر چه نهان بود عیان آمدند
- 7 هر چه نشان داشت نشانش نماند·هر چه نشان نیست نشان آمدند
ganjoor: sh999 · public domain