อ่าน› Daftar 1› ภาค 121 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیتاند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند
ในการกล่าวถึงว่า Musa และ Firaun ทั้งสองอยู่ภายใต้อำนาจของพระประสงค์ของพระเจ้า เช่นเดียวกับยาพิษและยาแก้พิษ ความมืดและแสงสว่าง และการวิงวอนของ Firaun ในที่ลับเพื่อไม่ให้ละเมิดกฎเกณฑ์
- M1:2454 موسی و فرعون معنی را رهیظاهر آن ره دارد و این بیرهی
- M1:2455 روز موسی پیش حق نالان شدهنیمشب فرعون هم گریان بده
- M1:2456 کین چه غلست ای خدا بر گردنمورنه غل باشد کی گوید من منم
- M1:2457 زانک موسی را منور کردهایمر مرا زان هم مکدر کردهای
- M1:2458 زانک موسی را تو مهرو کردهایماه جانم را سیهرو کردهای
- M1:2459 بهتر از ماهی نبود استارهامچون خسوف آمد چه باشد چارهام
- M1:2460 نوبتم گر رب و سلطان میزنندمه گرفت و خلق پنگان میزنند
- M1:2461 میزنند آن طاس و غوغا میکنندماه را زان زخمه رسوا میکنند
- M1:2462 من که فرعونم ز خلق ای وای منزخم طاس آن ربی الاعلای من
- M1:2463 خواجهتاشانیم اما تیشهاتمیشکافد شاخ را در بیشهات
- M1:2464 باز شاخی را موصل میکندشاخ دیگر را معطل میکند
- M1:2465 شاخ را بر تیشه دستی هست نیهیچ شاخ از دست تیشه جست نی
- M1:2466 حق آن قدرت که آن تیشه تراستاز کرم کن این کژیها را تو راست
- M1:2467 باز با خود گفته فرعون ای عجبمن نه در یا ربناام جمله شب
- M1:2468 در نهان خاکی و موزون میشومچون به موسی میرسم چون میشوم
- M1:2469 رنگ زر قلب دهتو میشودپیش آتش چون سیهرو میشود
- M1:2470 نه که قلب و قالبم در حکم اوستلحظهای مغزم کند یک لحظه پوست
- M1:2471 سبز گردم چونک گوید کشت باشزرد گردم چونک گوید زشت باش
- M1:2472 لحظهای ماهم کند یک دم سیاهخود چه باشد غیر این کار اله
- M1:2473 پیش چوگانهای حکم کن فکانمیدویم اندر مکان و لامکان ❋
- M1:2474 چونک بیرنگی اسیر رنگ شدموسیی با موسیی در جنگ شد
- M1:2475 چون به بیرنگی رسی کان داشتیموسی و فرعون دارند آشتی
- M1:2476 گر ترا آید برین نکته سئوالرنگ کی خالی بود از قیل و قال
- M1:2477 این عجب کین رنگ از بیرنگ خاسترنگ با بیرنگ چون در جنگ خاست
- M1:2478 اصل روغن ز آب افزون میشودعاقبت با آب ضد چون میشود
- M1:2479 چونک روغن را ز آب اسرشتهاندآب با روغن چرا ضد گشتهاند
- M1:2480 چون گل از خارست و خار از گل چراهر دو در جنگند و اندر ماجرا
- M1:2481 یا نه جنگست این برای حکمتستهمچو جنگ خر فروشان صنعتست ❋
- M1:2482 یا نه اینست و نه آن حیرانیستگنج باید جست این ویرانیست ❋
- M1:2483 آنچ تو گنجش توهم میکنیزان توهم گنج را گم میکنی
- M1:2484 چون عمارت دان تو وهم و رایهاگنج نبود در عمارت جایها
- M1:2485 در عمارت هستی و جنگی بودنیست را از هستها ننگی بود
- M1:2486 نه که هست از نیستی فریاد کردبلک نیست آن هست را واداد کرد
- M1:2487 تو مگو که من گریزانم ز نیستبلک او از تو گریزانست بیست
- M1:2488 ظاهرا میخواندت او سوی خودوز درون میراندت با چوب رد
- M1:2489 نعلهای بازگونهست ای سلیمنفرت فرعون میدان از کلیم