อ่าน› Daftar 3› ภาค 106 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
بخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه
ดาวูด สันติสุขจงมีแด่ท่าน ได้ยินคำพูดของคู่กรณีทั้งสองและถามผู้ถูกกล่าวหา
- M3:2376 چونک داود نبی آمد برونگفت هین چونست این احوال چون
- M3:2377 مدّعی گفت ای نبی الله دادگاو من در خانهٔ او درفتاد
- M3:2378 کشت گاوم را بپرسش که چراگاو من کشت او بیان کن ماجرا
- M3:2379 گفت داودش بگو ای بوالکرمچون تلف کردی تو ملک محترم
- M3:2380 هین پراکنده مگو حجت بیارتا به یک سو گردد این دعوی و کار
- M3:2381 گفت ای داود بودم هفت سالروز و شب اندر دعا و در سؤال
- M3:2382 این همیجستم ز یزدان کای خداروزیی خواهم حلال و بی عنا
- M3:2383 مرد و زن بر ناله من واقفاندکودکان این ماجرا را واصفاند
- M3:2384 تو بپرس از هر که خواهی این خبرتا بگوید بی شکنجه بی ضرر
- M3:2385 هم هویدا پرس و هم پنهان ز خلقکه چه میگفت این گدای ژندهدلق
- M3:2386 بعد این جمله دعا و این فغانگاوی اندر خانه دیدم ناگهان
- M3:2387 چشم من تاریک شد نه بهر لوتشادی آن که قبول آمد قنوت
- M3:2388 کشتم آن را تا دهم در شکر آنکه دعای من شنود آن غیبدان