อ่าน› Daftar 3› ภาค 160 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
بخش ۱۶۰ - خبر کردن خروس از مرگ خواجه
ไก่บอกข่าวการตายของนาย
- M3:3343 لیک فردا خواهد او مردن یقینگاو خواهد کشت وارث در حنین
- M3:3344 صاحب خانه بخواهد مرد رفتروز فردا نک رسیدت لوت زفت
- M3:3345 پارههای نان و لالنگ و طعامدر میان کوی یابد خاص و عام
- M3:3346 گاو قربانی و نانهای تنکبر سگان و سایلان ریزد سبک
- M3:3347 مرگ اسپ و استر و مرگ غلامبد قضا گردان این مغرور خام
- M3:3348 از زیان مال و درد آن گریختمال افزون کرد و خون خویش ریخت
- M3:3349 این ریاضتهای درویشان چراستکان بلا بر تن بقای جانهاست
- M3:3350 تا بقای خود نیابد سالکیچون کند تن را سقیم و هالکی
- M3:3351 دست کی جنبد به ایثار و عملتا نبیند داده را جانش بدل
- M3:3352 آنک بدهد بی امید سودهاآن خدایست آن خدایست آن خدا
- M3:3353 یا ولی حق که خوی حق گرفتنور گشت و تابش مطلق گرفت
- M3:3354 کو غنی است و جز او جمله فقیرکی فقیری بی عوض گوید که گیر
- M3:3355 تا نبیند کودکی که سیب هستاو پیاز گنده را ندهد ز دست
- M3:3356 این همه بازار بهر این غرضبر دکانها شسته بر بوی عوض
- M3:3357 صد متاع خوب عرضه میکنندواندرون دل عوضها میتنند
- M3:3358 یک سلامی نشنوی ای مرد دینکه نگیرد آخرت آن آستین
- M3:3359 بی طمع نشنیدهام از خاص و عاممن سلامی ای برادر والسلام
- M3:3360 جز سلام حق هین آن را بجوخانه خانه جا بجا و کو بکو
- M3:3361 از دهان آدمی خوشمشامهم پیام حق شنودم هم سلام
- M3:3362 وین سلام باقیان بر بوی آنمن همینوشم به دل خوشتر ز جان
- M3:3363 زان سلام او سلام حق شدستکآتش اندر دودمان خود زدست
- M3:3364 مرده است از خود شده زنده بربزان بود اسرار حقش در دو لب
- M3:3365 مردن تن در ریاضت زندگیسترنج این تن روح را پایندگیست
- M3:3366 گوش بنهاده بد آن مرد خبیثمیشنود او از خروسش آن حدیث