อ่าน› Daftar 4› ภาค 20 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
بخش ۲۰ - در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود
ในการอธิบายว่านักปราชญ์กล่าวว่ามนุษย์คือจักรวาลขนาดเล็ก แต่นักปราชญ์ของอัลลอฮ์กล่าวว่ามนุษย์คือจักรวาลขนาดใหญ่กว่า เพราะความรู้ของนักปราชญ์เหล่านั้นจำกัดอยู่แค่รูปลักษณ์ของมนุษย์ แต่ความรู้ของนักปราชญ์เหล่านี้เชื่อมโยงกับความจริงแท้ของมนุษย์
- M4:519 پس به صورت عالم اصغر تویپس به معنی عالم اکبر توی
- M4:520 ظاهر آن شاخ اصل میوه استباطنا بهر ثمر شد شاخ هست
- M4:521 گر نبودی میل و اومید ثمرکی نشاندی باغبان بیخ شجر
- M4:522 پس به معنی آن شجر از میوه زادگر به صورت از شجر بودش ولاد
- M4:523 مصطفی زین گفت که آدم و انبیاخلف من باشند در زیر لوا
- M4:524 بهر این فرموده است آن ذو فنونرمز نحن اخرون السابقون
- M4:525 گر بصورت من ز آدم زادهاممن به معنی جد جد افتادهام
- M4:526 کز برای من بدش سجدهٔ ملکوز پی من رفت بر هفتم فلک
- M4:527 پس ز من زایید در معنی پدرپس ز میوه زاد در معنی شجر
- M4:528 اول فکر آخر آمد در عملخاصه فکری کو بود وصف ازل
- M4:529 حاصل اندر یک زمان از آسمانمیرود میآید ایدر کاروان
- M4:530 نیست بر این کاروان این ره درازکی مفازه زفت آید با مفاز
- M4:531 دل به کعبه میرود در هر زمانجسم طبع دل بگیرد ز امتنان
- M4:532 این دراز و کوتهی مر جسم راستچه دراز و کوته آنجا که خداست
- M4:533 چون خدا مر جسم را تبدیل کردرفتنش بیفرسخ و بیمیل کرد
- M4:534 صد امیدست این زمان بردار گامعاشقانه ای فتی خل الکلام
- M4:535 گرچه پلهٔ چشم بر هم میزنیدر سفینه خفتهای ره میکنی