อ่าน› Daftar 4› ภาค 30 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
بخش ۳۰ - سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان
สาเหตุการอพยพของอิบรอฮีม อัดฮัม (ขออัลลอฮ์ทรงทำให้ดวงวิญญาณของท่านบริสุทธิ์) และการละทิ้งอาณาจักรโฆราซาน
- M4:724 ملک برهم زن تو ادهموار زودتا بیابی همچو او ملک خلود
- M4:725 خفته بود آن شه شبانه بر سریرحارسان بر بام اندر دار و گیر
- M4:726 قصد شه از حارسان آن هم نبودکه کند زان دفع دزدان و رنود
- M4:727 او همی دانست که آن کو عادلستفارغست از واقعه آمن دلست
- M4:728 عدل باشد پاسبان گامهانه به شب چوبکزنان بر بامها
- M4:729 لیک بد مقصودش از بانگ ربابهمچو مشتاقان خیال آن خطاب
- M4:730 نالهٔ سرنا و تهدید دهلچیزکی ماند بدان ناقور کل ❋
- M4:731 پس حکیمان گفتهاند این لحنهااز دوار چرخ بگرفتیم ما ❋
- M4:732 بانگ گردشهای چرخست این که خلقمیسرایندش به تنبور و به حلق
- M4:733 مؤمنان گویند که آثار بهشتنغز گردانید هر آواز زشت ❋
- M4:734 ما همه اجزای آدم بودهایمدر بهشت آن لحنها بشنودهایم
- M4:735 گرچه بر ما ریخت آب و گل شکییادمان آمد از آنها چیزکی
- M4:736 لیک چون آمیخت با خاک کربکی دهند این زیر و آن بم آن طرب
- M4:737 آب چون آمیخت با بول و کمیزگشت ز آمیزش مزاجش تلخ و تیز
- M4:738 چیزکی از آب هستش در جسدبول گیرش آتشی را میکشد
- M4:739 گر نجس شد آب این طبعش بماندکه آتش غم را به طبع خود نشاند
- M4:740 پس غدای عاشقان آمد سماعکه درو باشد خیال اجتماع ❋
- M4:741 قوتی گیرد خیالات ضمیربلک صورت گردد از بانگ و صفیر ❋
- M4:742 آتش عشق از نواها گشت تیزآن چنان که آتش آن جوزریز