อ่าน Daftar 6 ภาค 79 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آن

เสียงเรียกจากผู้ลึกลับถึงผู้แสวงหาสมบัติ และการเปิดเผยความจริงแห่งความลับนั้น

  1. M6:2346 اندرین بود او که الهام آمدشکشف شد این مشکلات از ایزدش
  2. M6:2347 کو بگفتت در کمان تیری بنهکی بگفتندت که اندر کش تو زه
  3. M6:2348 او نگفتت که کمان را سخت‌کشدر کمان نه گفت او نه پر کنش
  4. M6:2349 از فضولی تو کمان افراشتیصنعت قواسیی بر داشتی
  5. M6:2350 ترک این سخته کمانی رو بگودر کمان نه تیر و پریدن مجو
  6. M6:2351 چون بیفتد بر کن آنجا می‌طلبزور بگذار و بزاری جو ذهب
  7. M6:2352 آنچ حقست اقرب از حبل الوریدتو فکنده تیر فکرت را بعید
  8. M6:2353 ای کمان و تیرها بر ساختهصید نزدیک و تو دور انداخته
  9. M6:2354 هرکه دوراندازتر او دورتروز چنین گنجست او مهجورتر
  10. M6:2355 فلسفی خود را از اندیشه بکشتگو بدو کوراست سوی گنج پشت
  11. M6:2356 گو بدو چندانک افزون می‌دوداز مراد دل جداتر می‌شود
  12. M6:2357 جاهدوا فینا بگفت آن شهریارجاهدوا عنا نگفت ای بی‌قرار
  13. M6:2358 هم‌چو کنعان کو ز ننگ نوح رفتبر فراز قلهٔ آن کوه زفت
  14. M6:2359 هرچه افزون‌تر همی‌جست او خلاصسوی که می‌شد جداتر از مناص
  15. M6:2360 هم‌چو این درویش بهر گنج و کانهر صباحی سخت‌تر جستی کمان
  16. M6:2361 هر کمانی کو گرفتی سخت‌تربود از گنج و نشان بدبخت‌تر
  17. M6:2362 این مثل اندر زمانه جانی استجان نادانان به رنج ارزانی است
  18. M6:2363 زانک جاهل ننگ دارد ز اوستادلاجرم رفت و دکانی نو گشاد
  19. M6:2364 آن دکان بالای استاد ای نگارگنده و پر کژدمست و پر ز مار
  20. M6:2365 زود ویران کن دکان و بازگردسوی سبزه و گلبنان و آب‌خورد
  21. M6:2366 نه چو کنعان کو ز کبر و ناشناختاز که عاصم سفینهٔ فوز ساخت
  22. M6:2367 علم تیراندازیش آمد حجیبوان مراد او را بده حاضر به جیب
  23. M6:2368 ای بسا علم و ذکاوات و فطنگشته ره‌رو را چو غول و راه‌زن
  24. M6:2369 بیشتر اصحاب جنت ابلهندتا ز شر فیلسوفی می‌رهند
  25. M6:2370 خویش را عریان کن از فضل و فضولتا کند رحمت به تو هر دم نزول
  26. M6:2371 زیرکی ضد شکستست و نیاززیرکی بگذار و با گولی‌بساز
  27. M6:2372 زیرکی دان دام برد و طمع و گازتا چه خواهد زیرکی را پاک‌باز
  28. M6:2373 زیرکان با صنعتی قانع شدهابلهان از صنع در صانع شده
  29. M6:2374 زانک طفل خرد را مادر نهاردست و پا باشد نهاده بر کنار