Magbasa Daftar 6 Parabula Taludtod 1788

M6:1788 — می‌روی هر روز تا شب هروله / خویش می‌بینی در اول مرحله

می‌روی هر روز تا شب هرولهخویش می‌بینی در اول مرحله
✦ I-render ang beyt na ito sa Filipino

M6:1788

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — mula sa kanyang mga naka-record na panayam sa Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر روز از بامداد تا شامگاه می‌دوی و دوندگی می‌کنی، اما خود را همچنان در گام نخست این راه می‌یابی.

معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه برخی افراد، با وجود تلاش و دوندگی بسیار در راه دین و دنیا، هیچ پیشرفت درونی نمی‌کنند و گویی همیشه در ابتدای راه هستند.

شرح

این بیتِ مولانا، نقدی است عمیق بر کوششی که از درون تهی باشد و فاقد تحول حقیقی. روی سخن اینجاست با آن سالک یا مؤمنی که با وجود صرف عمری مدید در دوندگی‌ها و عمل‌های ظاهری، هیچ‌گاه به بلوغ و پختگی نمی‌رسد. مولانا در همین پاره‌های مثنوی، او را با تعابیری چون «ای قدید» (گوشت خشک‌شده) یا «ای خمیر» (خمیرِ نپخته) خطاب می‌کند؛ اشاره‌ای به کسی که در کورهٔ روزگار، هنوز خام و ناپخته مانده است.

«هروله» در اینجا، نه به معنای دویدنِ کامل و هدفمند، بلکه بیشتر به دویدن همراه با سرگشتگی و بی‌هدفی اشاره دارد؛ همچون دوندگی مردم در بیابان «تیه» که بنی‌اسرائیل در آن سرگردان بودند. این دوندگی بی‌حاصل، نتیجه‌ای جز این ندارد که فرد هر روز تا شب به تکاپو می‌افتد، اما صبح روز بعد خود را دقیقاً در «اول مرحله» می‌بیند. هیچ گامی به جلو برداشته نشده است، هیچ تحولی درونی صورت نگرفته است؛ وضعیتی که می‌توان آن را «دگردیسیِ معکوس» نامید، جایی که تلاش بیشتر، تنها به تثبیتِ «نبودن» می‌انجامد.

این تصویر، تکرار قصهٔ قوم موسی است که چهل سال در بیابان تیه دور خود می‌گشتند، بدون آنکه پیشرفتی به سوی مقصد داشته باشند. آنان به سبب دلبستگی به «عجل» یا گوسالهٔ سامری – که رمزی است از امور مادی و بت‌های نفسانی – در همان جایگاه اولیه خود ماندگار شدند. مولانا این را به عنوان استعاره‌ای برای همهٔ انسان‌ها به کار می‌برد: اگر دل در گروِ «گوساله‌ی نفس» داشته باشیم، صدها سال هم که در راهِ ظاهر بدویم، باز همان نقطهٔ آغاز خواهیم بود. این دوندگیِ بی‌حاصل، مرا به یاد آنچه در فلسفهٔ زمان مطرح می‌شود می‌اندازد؛ زمان، برای کسی که درجا می‌زند، تکرار مکررات است، نه فرصتی برای رشد. او عمری را گذرانده، اما هنوز «خام» است و «ناشی» (ناآزموده).

این بیت در واقع زنگ خطری است برای کسانی که تصور می‌کنند با کثرت عبادات یا اعمال بیرونی، راهی به سوی کمال می‌یابند. مولانا تأکید می‌کند که پختگی و رشد، نه در کمیت عمل، بلکه در کیفیت حال و تحول درونی است. اگر عشق به دنیا و تعلقات مادی – همان «عشق آن گوساله» – از دل بیرون نرود، دوندگی هرروزه چیزی جز سراب نیست و نتیجه‌اش تنها بازگشت به نقطهٔ صفر است. این همان سرگردانی در «تیهٔ نفس» است که تا خیال «عجل» از جان بیرون نرود، هرولهٔ ما بی‌ثمر خواهد بود. این «گاوطبعی» است که ما را از «نکویی‌های زفت» خداوند غافل می‌کند و در یک «مرطینهٔ خام» نگه می‌دارد، حتی اگر «عمری در تنور آذری» باشیم.

نکات کلیدی

  • تلاش‌های ظاهری بدون تحول درونی به معنای درجا زدن است.
  • هرولهٔ بی‌هدف، فرد را هر روز به نقطهٔ آغاز بازمی‌گرداند.
  • دلبستگی به «گوسالهٔ نفس» (تعلقات مادی) مانع اصلی پیشرفت روحی است.
  • بلوغ و پختگی نه در کمیت عمل، بلکه در کیفیت حال و تغییر باطن است.
  • این بیت نقدی بر آن کس است که عمری در تنور روزگار می‌ماند و هنوز خامی.

Sources: d6-s39 · 02:01:13 d6-s39 · 02:26:37

به زبانِ تو — Iyong wika · AI

Talakayan — Magtanong tungkol sa beyt na ito — sasagutin mula sa Masnavi, bawat taludtod ay tutukuyin

Ang iyong usapan ay mananatili sa device na ito maliban kung ibabahagi mo.

Mga itinanong ng mambabasa

Wala pang naibabahaging tanong — ang sa iyo ay maaaring maging una.