Magbasa Daftar 6 Ang Kuwento ng mga Magnanakaw sa Gabi, kung saan si Sultan Mahmud ay Nahulog sa Kanila sa Gabi, sinabi niyang 'Ako ay isa sa inyo,' at nalaman ang kanilang mga kalagayan, atbp. Taludtod 2868

M6:2868 — گفت شاهد زان به جای دیده است / کو بدیدهٔ بی‌غرض سر دیده است

گفت شاهد زان به جای دیده استکو بدیدهٔ بی‌غرض سر دیده است
✦ I-render ang beyt na ito sa Filipino

M6:2868

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — mula sa kanyang mga naka-record na panayam sa Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گفت شاهد به آن دلیل به جای دیده است که با دیده‌ای بی‌غرض، رازها را دیده است.

معنا: مولانا می‌گوید سخن شاهد معتبر و به جای چشم قاضی است، زیرا او با چشمی عاری از هر غرض و طمع، اسرار و حقایق را دیده است.

شرح

ما در اینجا با بیتی روبرو هستیم که مولانا در ادامهٔ وصف چشم‌های بینای اولیای حق و به خصوص پیامبر اکرم (ص) آورده است. او پیش از این گفت که چشم عارف امان دو جهان است و پیامبر به دلیل «ما زاغ البصر» بودن چشمش، یعنی لغزش‌ناپذیری و طغیان‌ناپذیری دیده‌اش، شفیع هر دردی بود. چشم او از سرمه «الم نشرح» بینا شد، چنان که چیزهایی را دید که جبرئیل هم تاب دیدنشان را نداشت. اکنون مولانا به جایگاه «شاهد» می‌پردازد.

من می‌گویم در اینجا شاهد، نماد آن وجود مقدسی است که خداوند خود او را «شاهدی» برای بندگان خویش قرار داده است؛ مصداق بارز آن، پیامبر اکرم (ص) است که قرآن او را «شاهد، مبشر، و نذیر» می‌خواند. اما مولانا می‌گوید چرا این «شاهد» سخنش معتبر و به جای «دیده» (چشم) قاضی است؟ پاسخ در «بی‌غرضی» اوست. او با دیده‌ای بی‌غرض، یعنی عاری از هرگونه تعلق، طمع، یا سوگیری، «سر» را دیده است، یعنی اسرار و حقایق پنهان را مشاهده کرده است.

«بی‌غرضی» در اینجا کلید فهم معناست. غرض، پرده‌ای است که بر چشم دل می‌افتد و حقیقت را پنهان می‌کند، چنان که مولانا خود می‌گوید: «کین غرض‌ها پردهٔ دیده بود / بر نظر چون پرده پیچیده بود». و ضرب‌المثل عربی «حبک الشیء یعمی و یصم» – یعنی دلبستگی افراطی به چیزی، آدمی را کور و کر می‌کند – بهترین تبیین این حالت است. دلبستگی به خود، به منافع، به جایگاه، همه مانع دیدن حقیقت می‌شوند. اما شاهد بی‌غرض، چون آینه، حقیقت را همان‌گونه که هست منعکس می‌کند و چون ترازو، به هیچ سو متمایل نمی‌شود. او دل در گرو هیچ‌چیز جز محبوب ندارد و همین بی‌تعلق بودن، بصیرتی بی‌نظیر به او می‌بخشد.

جایگاه این شاهد چنان رفیع است که مولانا به این نکته می‌رسد که در مورد اولیای حق، «قاضی» و «شاهد» یکی می‌شوند. این تفرقه و جدایی، ظاهری است برای ما آدمیان؛ اما در حقیقت، کسی که دستش دست خداست و چشمش چشم خداست، هر کاری کند خدا کرده است. در این مرتبه از یگانگی، شفاعت نیز معنای دیگری می‌یابد. دیگر شفاعت به معنای «پارتی‌بازی» یا خواهش و التماس از خدایی خشمگین نیست؛ بلکه عین فعل الهی است که از طریق آن وجود مقدس متجلی می‌شود. شاهد در اینجا، خود عین عدل الهی است: «نام حق عدل است و شاهد آن اوست / شاهد عدل است زین رو چشم دوست».

مولانا همچنین می‌گوید که خداوند از آدمی می‌خواهد «زاهد» شود تا بتواند «شاهد» شود: «حق همی‌خواهد که تو زاهد شوی / تا غرض بگذاری و شاهد شوی». زهد در اینجا به معنای بریدن از تعلقات و رها کردن اغراض دنیوی است. این رهایی از تعلقات است که چشم دل را باز می‌کند و انسان را قادر می‌سازد تا «روح» را ببیند. و به قول مولانا، «نیست پنهان‌تر ز روح آدمی»؛ اما شاهد بی‌غرض قادر است حتی پنهان‌ترین حقایق، یعنی روح آدمی، را مشاهده کند. این دیدن اسرار و روح، همان «علم رهایی‌بخش» است که نه برای شهره شدن و کسب افتخار، بلکه برای خلاص شدن از زندان‌های نفس و جهان است.

نکات کلیدی

  • اعتبار شاهد از بی‌غرضی او می‌آید: دیده‌ای که آلوده به طمع و سوگیری نباشد، حقیقت را آشکار می‌سازد.
  • غرض و تعلقات دنیوی، پرده‌ای بر چشم دل است که مانع دیدن اسرار و حقیقت می‌شود.
  • مقام شاهدِ راستین چنان رفیع است که گویی چشم خود قاضی است و در مراتب عالی، قاضی و شاهد یکی می‌شوند.
  • بی‌غرضی پیامبران و اولیای حق، آنان را قادر به دیدن «مقامات العباد» و «روح آدمی» می‌کند که پنهان‌ترین رازهاست.
  • زهد به معنای بریدن از تعلقات، شرط لازم برای رسیدن به مقام «شاهد» و بصیرت بی‌غرض است.

Sources: d6-s65 · 07:01:28 d6-s65 · 07:53:08 d6-s65 · 08:36:18

به زبانِ تو — Iyong wika · AI

Talakayan — Magtanong tungkol sa beyt na ito — sasagutin mula sa Masnavi, bawat taludtod ay tutukuyin

Ang iyong usapan ay mananatili sa device na ito maliban kung ibabahagi mo.

Mga itinanong ng mambabasa

Wala pang naibabahaging tanong — ang sa iyo ay maaaring maging una.