Magbasa Daftar 6 Ang Kuwento ng mga Magnanakaw sa Gabi, kung saan si Sultan Mahmud ay Nahulog sa Kanila sa Gabi, sinabi niyang 'Ako ay isa sa inyo,' at nalaman ang kanilang mga kalagayan, atbp. Taludtod 2912

M6:2912 — آن هنرها جمله غول راه بود / غیر چشمی کو ز شه آگاه بود

آن هنرها جمله غول راه بودغیر چشمی کو ز شه آگاه بود
✦ I-render ang beyt na ito sa Filipino

M6:2912

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — mula sa kanyang mga naka-record na panayam sa Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن هنرها همه چون راهزنان بودند، به جز چشمی که از حضور و مقام شاه آگاه بود. معنا: همهٔ توانمندی‌های بشری و زرنگی‌های دنیوی، حجاب راه معرفت حقیقی‌اند، مگر آن بصیرت ملکوتی که قادر به شناسایی خداوند و صاحب‌خانهٔ هستی باشد.

شرح

این بیت، از آموزه‌های بسیار دقیق و پرمغز مثنوی است که مولانا در آن، میان زرنگی‌های دنیوی و بصیرت الهی تمایز می‌نهد. من بر این باورم که مولانا در اینجا با قاطعیت می‌فرماید: همهٔ آنچه آدمی در این جهان به آن «هنر» می‌گوید، همهٔ تدبیرها، زیرکی‌ها، فنون، و تلاش‌های خودبنیاد ما برای پیش‌بردن کارها، در نهایت نه تنها ما را به مقصد نمی‌رساند، بلکه همچون «غول راه»، راهزن مسیر تعالی و معرفت می‌شوند.

به عبارتی، این هنرها و توانایی‌ها غالباً سرچشمهٔ غفلت و خودبینی‌اند. آدمی را به دور خویش می‌چرخانند و در چاه خودبینی سرنگون می‌کنند. همان‌طور که مولانا می‌گفت: «فلسفی خود را ز اندیشه بکشت / گو بدو کو را سوی گنج است پشت / گو بدو چندان که افزون می‌دود / از مراد خود جداتر می‌شود.» این سرنوشتِ هر کس است که به جای روی آوردن به حق، غرق در حجاب الفاظ، مفاهیم و مصطلحات خودساخته شود و از «محبوب» حقیقی غافل بماند. این هنرهای خودمحور، همچون «حبل مسد» (لیف خرما) که قرآن کریم بر گردن همسر ابولهب می‌نهد، بندهای گردن ما می‌شوند، ما را در این دنیا گرفتار و سرنگون می‌سازند و در روز مرگ، هیچ مدد و دستگیری از آنها نخواهد رسید.

در مقابل این «غول‌های راه»، مولانا یک استثنا قائل می‌شود: «غیر چشمی کو ز شه آگاه بود.» این «چشمِ شه آگاه»، همان بصیرت ملکوتی و شهود باطنی است که می‌تواند «شاه» (یعنی خداوند) را در شب تاریک طبیعت بشناسد. در این دنیا که همهٔ ما مهمانیم، اغلب غرق در «نعمت» می‌شویم و «صاحب‌خانه» را به کل فراموش می‌کنیم. این چشم، همان قوه‌ای است که اجازه نمی‌دهد غرق در زرق‌وبرق دنیا شویم و ما را به سوی «صاحب‌خانه» و غایت حقیقی وجودمان رهنمون می‌کند. این همان دیده‌ای است که مولانا می‌گفت: «دیده‌ای خواهم که باشد شه شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس» «دیده‌ای خواهم سبب سوراخ کن / تا سبب را برکند از بیخ و بن»

و اما نکتهٔ اوج این کلام مولانا در بخش پایانی بیت، یعنی سرنوشت آن کسی است که به این چشم شه آگاه مجهز شده: «شاه را شرم از وی آمد روز بار / که به شب بر روی شه بودش نظار.» مولانا با تعبیری شگرف و نادر، می‌فرماید که پادشاه (خداوند) در قیامت از روی چنین بنده‌ای شرم می‌کند. این بنده به مرتبه‌ای می‌رسد که خداوند «منت او را می‌کشد.» این یعنی نهایت قرب و فنای فی‌الله که عارف به مرتبه‌ای می‌رسد که گویی به لسان و جان خداوند تبدیل می‌شود و آنگاه گستاخانه، اما با نهایت ادب و قرب، می‌تواند با حق سخن بگوید و شفاعت کند. این است تفاوت عظیم میان هنرنمایی‌های بشر در بستر «نفس» و هنرنماییِ «بصیرت» در بستر «حق» که یکی رهزن است و دیگری راهگشا.

نکات کلیدی

  • همهٔ توانمندی‌ها و زرنگی‌های دنیوی (هنرها) غالباً راهزن مسیر معرفت الهی‌اند.
  • تنها بصیرت و شهود باطنی (چشم شه شناس) است که می‌تواند حقیقت مطلق را دریابد و راهگشا باشد.
  • تکیه بر اعمال و هوشمندی‌های خودی، بدون عنایت و معرفت الهی، موجب غفلت و دوری از مقصد است.
  • فریفتگی به ظواهر دنیا و فراموشی 'صاحب‌خانهٔ' هستی، اشتباهی رایج است که این بصیرت آن را اصلاح می‌کند.
  • درجات عالی عرفان، بنده را به مرتبه‌ای می‌رساند که حتی خداوند (شاه) از معرفت و مقام او شرم می‌کند.

Sources: d6-s66 · 00:46:27 d6-s66 · 00:35:09 d6-s66 · 00:40:01 d6-s66 · 00:48:30 d6-s66 · 00:50:00 d6-s66 · 00:51:37

به زبانِ تو — Iyong wika · AI

Talakayan — Magtanong tungkol sa beyt na ito — sasagutin mula sa Masnavi, bawat taludtod ay tutukuyin

Ang iyong usapan ay mananatili sa device na ito maliban kung ibabahagi mo.

Mga itinanong ng mambabasa

Wala pang naibabahaging tanong — ang sa iyo ay maaaring maging una.