Magbasa Daftar 6 Ang Kuwento ng Lalaki na May Suweldo mula sa Gobernador ng Tabriz at Nagkaroon ng mga Utang na umaasa sa Suweldo, ngunit hindi niya alam ang pagkamatay ng Gobernador. Wala sa mga nabubuhay ang nagbayad ng kanyang utang, maliban sa namatay na Gobernador ang nagbayad nito, tulad ng sinabi, 'Hindi patay ang namatay at nagpahinga; ang tunay na patay ay ang patay sa gitna ng mga buhay.' Taludtod 3016

M6:3016 — گر بدادی تشنه را بحری زلال / در کرم شرمنده بودی زان نوال

گر بدادی تشنه را بحری زلالدر کرم شرمنده بودی زان نوال
✦ I-render ang beyt na ito sa Filipino

M6:3016

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — mula sa kanyang mga naka-record na panayam sa Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر این محتسب به تشنه‌ای دریایی زلال می‌بخشید، از بزرگی کرم خود باز هم از آن بخشش شرمنده می‌شد (که کم داده است). معنا: این بیت نهایت سخاوت و گشاده‌دستی فردی را توصیف می‌کند که هر چقدر هم ببخشد، باز هم خود را در برابر کرمش شرمنده می‌بیند که کمتر از شایستگی بخشیده است.

شرح

من این بیت را در سیاق داستانی از محتسب تبریز، بدرالدین عمر، تفسیر می‌کنم؛ شخصیتی که مولانا او را تجسمی از سخاوت و کرم بی‌حد و حصر می‌بیند. مولانا می‌گوید که این محتسب، «به دل بحر آمده»، یعنی دلی به وسعت دریا داشت. این تعبیر، بی‌شک مرا به یاد آن تصویر مرکزی از خود مولانا می‌اندازد که در آغاز سخنانم آوردم: «بحرصفت بود، بحر شعار بود». گویی که در اینجا مولانا تصویر یک انسان نمونه را می‌کشد که تجلی‌گاه صفتی الهی است.

این بیت نشان می‌دهد که کرم حقیقی، نه تنها در میزان بخشش، بلکه در نگرش بخشنده نهفته است. محتسب داستان ما، اگر حتی یک دریای زلال را به تشنه‌ای می‌بخشید، باز هم از آن «نوال» یا بخشش خود شرمنده بود. چرا؟ نه به این دلیل که بخشش او واقعاً کم بود، بلکه از آن رو که کرم او آنچنان بی‌کران و بیکران بود که هر عطایی، حتی اگر به عظمت یک دریا باشد، در مقابل دریای بی‌انتهای سخاوت درونی او، اندک و ناچیز می‌نمایاند. این شرمساری، نشانهٔ تکبر نیست؛ بلکه از کمال گشاده‌دستی و فتوّت برمی‌خیزد. کسی که دلش اقیانوس‌صفت است، هر قطره‌ای را که می‌بخشد، در برابر وسعت بی‌منتهای خود، خرد می‌شمارد.

این حالت، فراتر از سخاوت‌های معمولی است که در آن بخشنده انتظار قدردانی دارد یا از بخشش خود احساس افتخار می‌کند. این حالت، همان مقام نابی است که مولانا در جای دیگر، از آن سخن می‌گوید که انسان باید از شکر و گله نیز فراتر رود، چرا که هر دو مستلزم نوعی دوری و دوگانگی است. اینجا نیز، محتسب از مرحلهٔ رضایت از بخشش گذشته و به مرتبه‌ای رسیده که عظمت کرم او، خودش را در شرمساری از «کم‌دادگی» متجلی می‌سازد. این یک درس عمیق اخلاقی است: آن که بخشش را از سر تکلیف یا توقع انجام دهد، سخاوتمند است؛ اما آن که بخشش او چنان بی‌حد و مرز است که خود را در مقابل عظمت آن ناتوان می‌بیند، او به وادی کرم الهی پا نهاده است. او مانند دریاست که اگر تمامی خود را به ساحل بسپارد، باز هم احساس می‌کند چیزی از عظمتش نکاسته است.

نکات کلیدی

  • کرم حقیقی بی‌انتهاست؛ هر قدر هم ببخشد، باز خود را شرمندهٔ کم‌کاری می‌بیند.
  • محتسب با دلی «بحرآمده» تجلی‌گاه سخاوت بی‌کران و الهی است.
  • شرمندگی از کم‌دادن، نشانه‌ای از نهایت گشاده‌دستی و عدم غرور بخشنده است.
  • سخاوت واقعی فراتر از توقع قدردانی یا افتخار به بخشش است.
  • این بیت الگویی از مقام والای انسانی است که خود را در برابر کرم بیکران الهی ناچیز می‌بیند.

Sources: d6-s68 · 00:34:12 d6-s68 · 00:35:20 d6-s68 · 00:37:37 d6-s68 · 00:38:43

به زبانِ تو — Iyong wika · AI

Talakayan — Magtanong tungkol sa beyt na ito — sasagutin mula sa Masnavi, bawat taludtod ay tutukuyin

Ang iyong usapan ay mananatili sa device na ito maliban kung ibabahagi mo.

Mga itinanong ng mambabasa

Wala pang naibabahaging tanong — ang sa iyo ay maaaring maging una.