Magbasa Daftar 6 Ang Pagpapaliwanag ng Hari sa mga Emir at sa mga Fanatiko sa Daan ni Ayaz ang Dahilan ng Kanyang Kabutihan, Katayuan, Kalapitan, at Kanyang Suweldo sa Kanila sa Paraang Hindi na Sila Makapagtatalo o Makapagpoprotesta. Taludtod 390

M6:390 — رفت و پرسید و بیامد که ز ری / گفت عزمش تا کجا درماند وی

رفت و پرسید و بیامد که ز ریگفت عزمش تا کجا درماند وی
✦ I-render ang beyt na ito sa Filipino

M6:390

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — mula sa kanyang mga naka-record na panayam sa Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن امیر رفت و پرسید، برگشت و گفت که کاروان از ری می‌آید. پادشاه پرسید: «مقصدشان کجاست؟» او (امیر) درمانده و بی‌خبر ماند. معنا: این بیت به بی‌کفایتی اولین امیر در داستان اشاره دارد که فقط به سؤال اولیهٔ پادشاه پاسخ داد و اطلاعات جامع‌تری دربارهٔ کاروان به دست نیاورد.

شرح

این بیت نقطه آغازینِ آزمایش سنجش خِرد و بصیرتِ امرای دربار است که مولانا در دفتر ششم مثنوی روایت می‌کند. سلطان محمود، برای پاسخ به حسادتِ امرایی که جامگیِ فراوان ایاز را برنمی‌تابیدند، دست به آزمونی ظریف می‌زند. او کاروانی را در دوردست می‌بیند و امیری را می‌فرستد تا از مقصدشان پرس‌وجو کند.

بیت دقیقاً همین صحنه را به تصویر می‌کشد: «رفت و پرسید و بیامد که ز ری»؛ یعنی امیر به مأموریت رفت، آنچه از او خواسته شده بود (مبدأ کاروان) را پرسید و بازگشت با این خبر که کاروان از «ری» می‌آید. اما بلافاصله با پرسش بعدی سلطان روبرو می‌شود: «گفت عزمش تا کجا؟ درماند وی». و اینجا، امیر دچار درماندگی می‌شود، زیرا فقط به سؤالِ مستقیم پادشاه بسنده کرده و فاقد آن جامع‌نگری و پیش‌بینی بوده است که به او اجازه دهد اطلاعات تکمیلی و مرتبط را نیز گردآوری کند.

این «درماندگی» نه صرفاً ندانستن، بلکه نمادی از نارساییِ فهم و فقدان بصیرت است. در نگاه مولانا، اهل خرد آن کس نیست که فقط به سؤالات صریح پاسخ دهد، بلکه آن کسی است که به ظرافت‌های پنهان، به سؤالات ناگفته، و به نیازهای آینده نیز التفات داشته باشد. امیران دیگر نیز یکی پس از دیگری در این آزمون شکست می‌خورند، هر یک تنها بخش کوچکی از اطلاعات را می‌آورند و در برابر پرسش‌های بعدی سلطان درمانده می‌شوند. این داستان نه تنها برای تمییز ایاز از دیگران، بلکه برای نشان دادن اهمیتِ بصیرتِ کل‌نگر و فهمِ عمیق‌تر از واقعیت است؛ فهمی که تنها به ظاهرِ امور اکتفا نمی‌کند. این یک درسِ کلیدی در شناخت‌شناسی مولوی است: دانستنِ تنها یک پاره، عین نادانی است در برابرِ آن کس که به عمق و گستره می‌نگرد.

نکات کلیدی

  • عدم جامع‌نگری: امیر فقط به سؤال صریح پاسخ می‌دهد و به اطلاعات تکمیلی نمی‌اندیشد.
  • نارسایی خرد: این درماندگی نمادِ فقدان بصیرت و فهم عمیق‌تر از واقعیت است.
  • اهمیت پیش‌بینی: هوشمندی واقعی در پیش‌بینی نیازهای اطلاعاتی و ارائه تصویری کامل‌تر است.
  • درسِ شناخت‌شناسی: مولانا بر نگریستن به عمق و گسترهٔ امور، نه فقط به ظاهر، تأکید می‌کند.

Sources: d6-s10 · 00:06:00 d6-s10 · 00:06:40 d6-s10 · 00:08:09

به زبانِ تو — Iyong wika · AI

Talakayan — Magtanong tungkol sa beyt na ito — sasagutin mula sa Masnavi, bawat taludtod ay tutukuyin

Ang iyong usapan ay mananatili sa device na ito maliban kung ibabahagi mo.

Mga itinanong ng mambabasa

Wala pang naibabahaging tanong — ang sa iyo ay maaaring maging una.