Magbasa Daftar 6 Ang Pagdating ng Tao sa Ehipto at ang Kanyang Paglabas sa Gabi sa Kalye upang Maghanap ng Magandang Swerte at Magpalimos, at ang Pagdakip sa Kanya ng mga Gwardya, at ang Kanyang Pagtatamo ng Kanyang Hangarin mula sa mga Gwardya pagkatapos ng Matinding Sugat. 'At maaaring ayaw ninyo ang isang bagay na siyang ikagaganda ninyo,' at ang Kanyang Pagsasabi: 'Ipagkakaloob ng Diyos ang kaginhawahan pagkatapos ng kahirapan,' at ang Kanyang Pagsasabi (sumakanya nawa ang kapayapaan): 'Palakasin mo ang mga pagsubok, lalabas ka,' at ang buong Quran at ang mga ipinahayag na aklat ay sa paglilinaw nito. Taludtod 4254

M6:4254 — بود شب‌های مخوف و منتحس / پس به جد می‌جست دزدان را عسس

بود شب‌های مخوف و منتحسپس به جد می‌جست دزدان را عسس
✦ I-render ang beyt na ito sa Filipino

M6:4254

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — mula sa kanyang mga naka-record na panayam sa Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن شب‌ها، هراس‌انگیز و نحس بود؛ از این رو عسس (پاسبان) با جدیت تمام به دنبال دزدان می‌گشت. معنا: در دورانی که شهر گرفتار شب‌های ترسناک و شوم بود و دزدی‌ها افزایش یافته بود، پاسبانان با جدیت تمام و بدون هیچ اغماضی در پی یافتن دزدان بودند.

شرح

این بیت تصویری زنده از اوج یک بحران اجتماعی را به دست می‌دهد؛ دورانی که شب‌ها از کثرت سرقت و ناامنی، «مخوف و منتحس» — یعنی نحس و شوم — شده بود. «منتحس» در اینجا به معنای بخت‌برگشته و بدشگون است. مولانا با این توصیف، نه تنها یک صحنهٔ واقعی، بلکه بستری برای نمایش واکنش یک نظام در برابر شرّ عمومی را فراهم می‌آورد. عسس، یا همان پاسبان، دیگر نه به سستی که با «جد» و قاطعیت در پی دزدان است، و این جدیت خود حکایت از دستوری بالاتر و تهدیدی برای خود او دارد.

من بارها در تفسیر مثنوی تأکید کرده‌ام که مولانا نه تنها شاعر حکمت، بلکه گاهی مفسر پدیده‌های اجتماعی و روان‌شناسی انسانی نیز هست. در اینجا، او به نکته‌ای مهم اشاره می‌کند: بحران‌های عمومی، خواه اجتماعی و خواه فردی، تا به نهایت خود نرسند، اغلب به اصلاح نمی‌انجامند. در این دورانِ «شب‌های مخوف و منتحس»، مردم «ز شب‌دزدان ضرار» بسیار دیده بودند، یعنی آسیب‌های فراوان از دست دزدان کشیده بودند. همین امر حاکم شهر را بر آن داشته بود که «خلیفه گفت که ببرید دست / هر که شب گردد و گر خویش من است»، حتی خویشاوندان او. این شدت عمل، ریشه در تجربهٔ تلخ آسیب دیدن عامه مردم دارد و به عسس نیز با «تهدید و بیم» دستور داده شده که بر دزدان رحم نکند.

این شرایطِ سخت و طاقت‌فرسا، بازتابی از همان اصل قرآنی و جهان‌بینی مولاناست که در جای دیگری از سخنرانی بدان اشاره می‌کنم: «عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم» (بقره: ۲۱۶) و «سیجعل الله بعد عسر یسرا» (طلاق: ۷). یعنی بسا چیزی را ناخوش بدارید، اما خیر شما در آن باشد؛ و پس از هر سختی، آسانی خواهد آمد. «شب‌های مخوف و منتحس» عینِ «عُسر» و «أزمه» است؛ لحظه‌ای که سختی به اوج خود رسیده. در چنین اوجی است که باید امیدوار بود به «ان مع العسر یسرا» و حدیث نبوی «اشْتَدِّي أَزْمَةُ تَنْفَرِجِي». ای سختی، هرچه می‌خواهی شدیدتر شو، چرا که همین شدت گرفتن، نویدبخش گشایش است. این‌ها درسی است برای ما که در مواجهه با مشکلات، افق دیدمان را گسترده کنیم و دچار «فقر ابتکار تصور» نشویم و نپنداریم که «تاریخ تمام شد».

نکتهٔ دیگر در این بیت، که در ادامهٔ داستان آشکار می‌شود، تصمیمات دشوار در امر حکمرانی است. مولانا در ادامه با تمثیل «اصبع ملدوغ» (انگشت گزیده‌شده) تبیین می‌کند که گاهی برای دفع شرّی بزرگتر، باید رنجی کوچک‌تر را متحمل شد و حتی «خاص» را فدای «عام» کرد. در آن شب‌های بحرانی، رنج یک دزد یا حتی یک انسان بی‌گناه که به خطا دستگیر شده (همچون درویش این قصه) در برابر رنج و «ضرار»ی که عامهٔ مردم از دزدان کشیده‌اند، کم‌اهمیت جلوه می‌کند. این نگاه، ماهیت جدیت و بی‌رحمی ظاهری عسس را در آن شب‌های شوم تبیین می‌کند: او ابزار دفع شرّی فراگیر است، نه لزوماً تجلی بی‌عدالتی محض. این همان نگاهی است که در نامهٔ امام علی (ع) به مالک اشتر نیز دیده می‌شود که باید هوای «عامه» را داشت، نه «خواص» را.

نکات کلیدی

  • حوادث ناگوار و شب‌های مخوف، هرچند سخت، اما گذرا هستند و نباید آدمی را از آینده ناامید کنند.
  • اوج سختی‌ها (چون «شب‌های منتحس») غالباً نشانه‌ نزدیک شدن گشایش و آسانی است (اشْتَدِّي أَزْمَةُ تَنْفَرِجِي).
  • در دل ظواهر ناخوشایند، خیرهای پنهانی نهفته است؛ آنچه ناپسند می‌نماید، ممکن است خیرِ بزرگتری در پی داشته باشد.
  • نظام حکمرانی گاه برای دفع شرّ عامه، ناگزیر از سخت‌گیری و فدا کردن رنج جزء برای کل است (تمثیل «اصبع ملدوغ»).
  • صبر و پایداری در برابر مشقات، کلید نهایی رسیدن به ظفر و آسودگی است.

Sources: d6-s95 · 02:50:00 d6-s95 · 01:41:45 d6-s95 · 01:57:25

به زبانِ تو — Iyong wika · AI

Talakayan — Magtanong tungkol sa beyt na ito — sasagutin mula sa Masnavi, bawat taludtod ay tutukuyin

Ang iyong usapan ay mananatili sa device na ito maliban kung ibabahagi mo.

Mga itinanong ng mambabasa

Wala pang naibabahaging tanong — ang sa iyo ay maaaring maging una.