Magbasa Daftar 6 Ang Pagdating ng Tao sa Ehipto at ang Kanyang Paglabas sa Gabi sa Kalye upang Maghanap ng Magandang Swerte at Magpalimos, at ang Pagdakip sa Kanya ng mga Gwardya, at ang Kanyang Pagtatamo ng Kanyang Hangarin mula sa mga Gwardya pagkatapos ng Matinding Sugat. 'At maaaring ayaw ninyo ang isang bagay na siyang ikagaganda ninyo,' at ang Kanyang Pagsasabi: 'Ipagkakaloob ng Diyos ang kaginhawahan pagkatapos ng kahirapan,' at ang Kanyang Pagsasabi (sumakanya nawa ang kapayapaan): 'Palakasin mo ang mga pagsubok, lalabas ka,' at ang buong Quran at ang mga ipinahayag na aklat ay sa paglilinaw nito. Taludtod 4262

M6:4262 — در چنین وقتش بدید و سخت زد / چوب‌ها و زخمهای بی‌عدد

در چنین وقتش بدید و سخت زدچوب‌ها و زخمهای بی‌عدد
✦ I-render ang beyt na ito sa Filipino

M6:4262

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — mula sa kanyang mga naka-record na panayam sa Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در همان زمان، عسس او را دید و با خشونت تمام، چوب‌های بی‌شمار و زخم‌های بی‌حد بر او زد. معنا: نگهبان شب، این مرد درویش را در حالی که در جستجوی گنج بود، به جای دزد پنداشت و به شدت او را ضرب و جرح کرد.

شرح

این بیت در ادامهٔ حکایت آن مرد گنج‌جو می‌آید که به دنبال خواب خود از بغداد به قاهره می‌رود و چون چیزی نمی‌یابد، ناامید و گرسنه به بغداد بازمی‌گردد و شب‌هنگام برای گدایی به کوچه می‌زند. مولانا اینجا تصویری دردناک از رویارویی این مرد با قهر و خشونت روزگار می‌آفریند.

من قبلاً هم گفته‌ام که ما در مواجهه با مثنوی نباید ظاهربین باشیم. این بیت در ظاهر، شرح مصیبتی است که بر سر این درویش می‌آید؛ ضرب و جرح بی‌دلیل و بی‌رحمانه. عسس او را به تندی می‌زند و مولوی حال آن عسس را هم شرح می‌دهد که «مشت و چوبش زد ز صفرا ناشکفت». صفرا در طب قدیم، نشانهٔ خشم و تندخویی بود. اما این رویداد، در بستر داستانی بزرگ‌تر، نه یک فاجعهٔ مطلق که گامی ناگزیر در راه گشایش است.

زمانه نیز در آن شب سخت بود؛ «شب‌های مخوف و منتحس» که دزدان بسیار شده بودند و حاکم شهر دستور داده بود که هیچ‌کس نباید شب‌هنگام در کوچه باشد و هر که را دیدند، بی‌درنگ دستش را ببرند. این حکایت، به ما می‌آموزد که گاهی اوقات، شرایط بیرونی، ما را در موقعیتی قرار می‌دهند که از آن گریزی نیست. این گنج‌جو، نه دزد بود و نه قصد سرقت داشت، اما در زمانی که قوانین سخت‌گیرانه برای مقابله با دزدان وضع شده بود، به اشتباه گرفتار شد. این همان نکتهٔ قرآنی است که «عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم». بسا چیزی را ناخوش بدارید، در حالی که خیر شما در آن است.

این درویش در آن موقعیت، از عسس مهلت می‌خواهد تا «حال راست» خود را بازگو کند. همین شکایت ظاهری، که از سر بی‌تابی و درد است، در نهایت به روشن شدن حقیقت می‌انجامد. زخم‌ها و چوب‌های بی‌عدد، مقدمهٔ شنیده‌شدن حرف راست و رسیدن به گنج پنهان می‌شوند. اگر این درگیری و کتک‌خوردن نبود، او هرگز فرصت نمی‌یافت تا قصهٔ خوابش را برای عسس بازگو کند و آن گنج پنهان آشکار نمی‌شد. درسی است بزرگ که نباید از سختی‌ها و رنج‌های ظاهری ناامید شد، زیرا چه بسا که آن‌ها خود، راهگشای خیرهای بزرگ‌تر و پنهان باشند. این همان «صبر و ظفر» است که امام علی نیز فرمود: «لا یعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان»؛ فرد صبور سرانجام به پیروزی می‌رسد، هر چند زمان به درازا بکشد.

نکات کلیدی

  • سختی‌های ظاهری می‌توانند مقدمه‌ای برای خیرهای پنهان باشند.
  • قضاوت بر اساس ظواهر، ما را از درک حکمت پنهان محروم می‌کند.
  • حتی بی‌عدالتی و رنج ناخواسته می‌تواند در مسیر سرنوشت، نقش گشاینده داشته باشد.
  • صبر و پایداری در برابر دشواری‌ها، کلید رسیدن به گشایش است.
  • جهان در گذر است؛ نه غم پایدار است و نه شادی.

Sources: d6-s95 · 01:41:45 d6-s95 · 01:57:25 d6-s95 · 02:50:00

به زبانِ تو — Iyong wika · AI

Talakayan — Magtanong tungkol sa beyt na ito — sasagutin mula sa Masnavi, bawat taludtod ay tutukuyin

Ang iyong usapan ay mananatili sa device na ito maliban kung ibabahagi mo.

Mga itinanong ng mambabasa

Wala pang naibabahaging tanong — ang sa iyo ay maaaring maging una.