Divan-e Shams Ghazal 1002 Beyt 8 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۰۲

  1. پرتو دل بود که زد بر سعیر پر شد و بشکافت که هل من مزید

G1002:8

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 چونک کمند تو دلم را کشید·یوسفم از چاه به صحرا دوید
  2. 2 آنک چو یوسف به چهم درفکند·باز به فریادم هم او رسید
  3. 3 چون رسن لطف در این چه فکند·چنبره دل گل و نسرین دمید
  4. 4 قیصر از آن قصر به چه میل کرد·چه چو بهشتی شد و قصر مشید
  5. 5 گفتم ای چه چه شد آن ظلمتت·گفت که خورشید به من بنگرید
  6. 6 هر که فسردست کنون گرم شد·جمره عشقت بگدازد جلید
  7. 7 قیصر رومست که بر زنگ زد·اوست که ترسابچه خواندش فرید
  8. 8 پرتو دل بود که زد بر سعیر·پر شد و بشکافت که هل من مزید
  9. 9 دوزخ گفتش که مرا جان ببخش·تا بخورم هرک ز یزدان برید
  10. 10 برگذر از آتش ای بحر لطف·ور نه بمردم تبشم بفسرید
  11. 11 گفت که ای آتش قوم مرا·زود به من ده که خداشان گزید
  12. 12 جمله یکایک به کف او سپرد·گفت که نار تو ز نورم رهید
  13. 13 تافت ز تبریز رخ شمس دین·شمس بود نور جهان را کلید

ganjoor: sh1002 · public domain