Divan-e Shams› Ghazal 1129› Beyt 7 ← nakaraan · susunod →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۱۲۹
- جملهٔ جانهای پاک، گشته اسیران خاک عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر
G1129:7
Iyong wika
Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Paliwanag sa beyt na ito
Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:
Ang buong ghazal ↗
- 1 عمر که بیعشق رفت، هیچ حسابش مگیر·آب حیاتست عشق، در دل و جانش پذیر
- 2 هر که جز این عاشقان، ماهیِ بیآب دان·مرده و پژمرده است، گر چه بود او وزیر
- 3 عشق چو بگشاد رخت، سبز شود هر درخت·برگ جوان بر دمد، هر نفس از شاخ پیر
- 4 هر که شود صید عشق، کی شود او صید مرگ؟·چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر؟
- 5 سر ز خدا تافتی، هیچ رهی یافتی؟·جانب ره بازگرد، یاوه مرو خیر خیر
- 6 تنگ شکر خر بلاش، ور نخری سرکه باش·عاشق این میر شو، ور نشوی رو بمیر
- 7 جملهٔ جانهای پاک، گشته اسیران خاک·عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر
- 8 ای که به زنبیل تو، هیچ کسی نان نریخت·در بن زنبیل خود، هم بطلب ای فقیر
- 9 چست شو و مرد باش، حق دهدت صد قماش·خاک سیه گشت زر، خون سیه گشت شیر
- 10 مفخر تبریزیان، شمس حق و دین بیا·تا برهد پای دل، ز آب و گل همچو قیر
ganjoor: sh1129 · public domain