Divan-e Shams› Ghazal 1176› Beyt 8 ← nakaraan · susunod →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۱۷۶
- دل من شد حجاب دل نظرم پرده نظر گفتم ای دوست غیر تو اگرم هست جان و سر
G1176:8
Iyong wika
Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Paliwanag sa beyt na ito
Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:
Ang buong ghazal ↗
- 1 انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر·نظر القلب فیکم بکم ینجلی النظر
- 2 قلتم الصبر اجمل صبر العبد ما انصبر·نحن ابناء وقتنا رحم الله من غبر
- 3 قدموا ساده الهوی قلت یا قوم ما الخبر·خوفونی بفتنه و اشاروا الی الحذر
- 4 قلت القتل فی الهوی برکات بلا ضرر·جرد العشق سیفه بادروا امه الفکر
- 5 ان من عاش بعد ذا ضیع الوقت و احتکر·نفخوا فی شبابه حمل الریح بالشرر
- 6 مزج النار بالهوی لیس یبقی و لا یذر·شببوا لی بنفخه یسکر نفخه السحر
- 7 بر آن یار خوش نظر تو مگو هیچ از خبر·چو خبر نیست محرمش بر او باش بیخبر
- 8 دل من شد حجاب دل نظرم پرده نظر·گفتم ای دوست غیر تو اگرم هست جان و سر
- 9 بزن از عشق گردنم بجوی مر مرا مخر·گفت من چیز دیگرم به جز این صورت بشر
- 10 گفتمش روح خود توی عجبا چیست آن دگر·هله ای نای خوش نوا هله ای باد پرده در
- 11 برو از گوش سوی دل بنگر کیست مستتر·بدر این کیسههای ما تو به کوری کیسه گر
- 12 چه غمست ار زرم بشد که میی هست همچو زر·عربی گرچه خوش بود عجمی گو تو ای پسر
ganjoor: sh1176 · public domain