Divan-e Shams Ghazal 1588 Beyt 5 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۸۸

  1. بوی خمش خلق را در کوزه فقاع کرد شد هزاران ترک و رومی بنده و هندوی خم

G1588:5

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم·آنک خم را ساخت هم او می شناسد خوی خم
  2. 2 کوزه‌ها محتاج خم و خم‌ها محتاج جو·در میان خم چه باشد آنچ دارد جوی خم
  3. 3 مستیان بس پدید و خمشان را کس ندید·عالمی زیر و زبر پیچان شده از بوی خم
  4. 4 گر نبودی بوی آن خم در دماغ خاص و عام·پس به هر محفل چرا دارند گفت و گوی خم
  5. 5 بوی خمش خلق را در کوزه فقاع کرد·شد هزاران ترک و رومی بنده و هندوی خم
  6. 6 جادوی بر خم نشیند می دواند شهر شهر·جادوان را ریش خندی می کند جادوی خم
  7. 7 در سر خود پیچ ای دل مست و بیخود چون شراب·همچنین می رو خراب از بوی خم تا روی خم
  8. 8 تا ببینی ناگهان مستی رمیده از جهان·نزد خم ای جان عمم که منم خالوی خم
  9. 9 روی از آن سو کن کز این سو گفت و گو را راه نیست·چون ز شش سو وارهیدی بازیابی سوی خم

ganjoor: sh1588 · public domain