Divan-e Shams› Ghazal 159› Beyt 8 ← nakaraan · susunod →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۹
- گر شود عالم چو قیر از غصه هجران تو نخوتی دارد که اندرننگرد مر قار را
G159:8
Iyong wika
Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Paliwanag sa beyt na ito
Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:
Ang buong ghazal ↗
- 1 ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را·داد گلزار جمالت جان شیرین خار را
- 2 ای ملوکان جهان روح بر درگاه تو·در سجودافتادگان و منتظر مر بار را
- 3 عقل از عقلی رود هم روح روحی گم کند·چونک طنبوری ز عشقت برنوازد تار را
- 4 گر ز آب لطف تو نم یافتی گلزارها·کس ندیدی خالی از گل سالها گلزار را
- 5 محو میگردد دلم در پرتو دلدار من·مینتانم فرق کردن از دلم دلدار را
- 6 دایما فخرست جان را از هوای او چنان·کو ز مستی مینداند فخر را و عار را
- 7 هست غاری جان رهبانان عشقت معتکف·کرده رهبان مبارک پر ز نور این غار را
- 8 گر شود عالم چو قیر از غصه هجران تو·نخوتی دارد که اندرننگرد مر قار را
- 9 چون عصای موسی بود آن وصل اکنون مار شد·ای وصال موسی وش اندرربا این مار را
- 10 ای خداوند شمس دین از آتش هجران تو·رشک نور باقیست صد آفرین این نار را
ganjoor: sh159 · public domain