Divan-e Shams Ghazal 1743 Beyt 11 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۴۳

  1. یقین بنشکند آن نردبان وگر شکند ز عین رخنه اشکست نردبان داریم

G1743:11

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم·ز بیضه سر کن و بنگر که ما کیان داریم
  2. 2 به آفتاب حقایق به هر سحر گوییم·تو جمله جانی و ما از تو نیم جان داریم
  3. 3 گر از صفات تو نتوان نشان نمود ولی·ز بی‌نشانی اوصاف او نشان داریم
  4. 4 دل چو شبنم ما را به بحر بازرسان·که دم به دم ز غریبی دو صد زیان داریم
  5. 5 چو یوسف از کف گرگان دریده پیرهنم·ولی ز همت یعقوب پاسبان داریم
  6. 6 به دام تو که همه دام‌ها زبون ویند·که هر قدم ز قدم دام امتحان داریم
  7. 7 ولیک بندگشا هر دم آن کند با ما·که مادر و پدر و عم مگر که آن داریم
  8. 8 بنوش کردن زهر این چه جرات است مگر·ز کان فضل تو تریاق بی‌کران داریم
  9. 9 به خرج کردن این نقد عمر مبتشریم·ز عمربخش مگر عمر جاودان داریم
  10. 10 نگیرد آینه زنگار هیچ اگر گیرد·ز عین زنگ بدان روی دیدمان داریم
  11. 11 یقین بنشکند آن نردبان وگر شکند·ز عین رخنه اشکست نردبان داریم
  12. 12 رهین روز چرایی چو شب کند روزی·مکان بهل که مکانی ز لامکان داریم
  13. 13 بهار حله دریدی ز رشک و زرد شدی·اگر بدیش خبر کاین چنین خزان داریم
  14. 14 دهان پر است و خموشم که تا بگویی تو·کز آن لب شکرینت شکرفشان داریم

ganjoor: sh1743 · public domain