Divan-e Shams Ghazal 1959 Beyt 2 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۵۹

  1. عقل گوید گوهرم گوهر شکستن شرط نیست عشق گوید سنگ ما بستان و بر گوهر بزن

G1959:2

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن·زلف او دعوی کند کاینک رسن بازی رسن
  2. 2 عقل گوید گوهرم گوهر شکستن شرط نیست·عشق گوید سنگ ما بستان و بر گوهر بزن
  3. 3 سنگ ما گوهر شکست و حیف هم بر سنگ ماست·حیف هم بر روح باشد گر شدش قربان بدن
  4. 4 این نه بس دل را که دلبر دست در خونش کند·این نه بس بت را که باشد چون خلیلش بت شکن
  5. 5 هر که را جست او به رحمت وارهید از جست و جو·هر که را گفت آن مایی وارهید از ما و من
  6. 6 آن لبی کانگشت خود لیسید روزی زان عسل·وصف آن لب را چه گویم کان نگنجد در دهن
  7. 7 هر که صحرایی بود ایمن بود از زلزله·هر که دریایی بود کی غم خورد از جامه کن
  8. 8 کی سلیمان را زیان شد گر شد او ماهی فروش·اهرمن گر ملک بستد اهرمن بد اهرمن
  9. 9 گر بشد انگشتری انگشت او انگشتری است·پرده بود انگشتری کای چشم بد بر وی مزن
  10. 10 چشم بد خود را خورد خود ماه ما زان فارغ است·شمع کی بدنام شد گر نور او بستد لگن

ganjoor: sh1959 · public domain