Divan-e Shams Ghazal 1975 Beyt 3 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۷۵

  1. خواه این و خواه آن باری از آن فتنه لبش جان ما رقصان و خوش سرمست و سودایی است آن

G1975:3

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن·این خیال شمس دین یا خود دو صد عیسی است آن
  2. 2 گر همه معنی است پس این چهره چون ماه چیست·صورتش چون گویم آخر چون همه معنی است آن
  3. 3 خواه این و خواه آن باری از آن فتنه لبش·جان ما رقصان و خوش سرمست و سودایی است آن
  4. 4 نیک بنگر در رخ من در فراق جان جان·بی دل و جان می نویسد گرچه در انشی است آن
  5. 5 من چه گویم خود عطارد با همه جان‌های پاک·از برای پاکی او عاشق املی است آن
  6. 6 جان من همچون عصا چون دستبوس او بیافت·پس چو موسی درفکندش جان کنون افعی است آن
  7. 7 دیده من در فراق دولت احیای او·در میان خندان شده در قدرت مولی است آن
  8. 8 هرک او اندر رکاب شاه شمس الدین دوید·فارغ از دنیا و عقبی آخر و اولی است آن
  9. 9 و آنک او بوسید دستش خود چه گویم بهر او·عاقلان دانند کان خود در شرف اولی است آن
  10. 10 جسم او چون دید جانم زود ایمان تازه کرد·گفتمش چه گفت بنگر معجزه کبری است آن
  11. 11 فر تبریز است از فر و جمال آن رخی·کان غبین و حسرت صد آزر و مانی است آن

ganjoor: sh1975 · public domain