Divan-e Shams Ghazal 2144 Beyt 6 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۴۴

  1. گیر که خود جوهریی نیست پی مشتریی چون نکنی سروریی ابر گهربار تو کو

G2144:6

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو·گر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کو
  2. 2 گیر که قحط است جهان نیست دگر کاسه و نان·ای شه پیدا و نهان کیله و انبار تو کو
  3. 3 گیر که خار است جهان گزدم و مار است جهان·ای طرب و شادی جان گلشن و گلزار تو کو
  4. 4 گیر که خود مرد سخا کشت بخیلی همه را·ای دل و ای دیده ما خلعت و ادرار تو کو
  5. 5 گیر که خورشید و قمر هر دو فروشد به سقر·ای مدد سمع و بصر شعله و انوار تو کو
  6. 6 گیر که خود جوهریی نیست پی مشتریی·چون نکنی سروریی ابر گهربار تو کو
  7. 7 گیر دهانی نبود گفت زبانی نبود·تا دم اسرار زند جوشش اسرار تو کو
  8. 8 هین همه بگذار که ما مست وصالیم و لقا·بی‌گه شد زود بیا خانه خمار تو کو
  9. 9 تیز نگر مست مرا همدل و هم دست مرا·گر نه خرابی و خرف جبه و دستار تو کو
  10. 10 برد کلاه تو غری برد قبایت دگری·روی تو زرد از قمری پشت و نگهدار تو کو
  11. 11 بر سر مستان ابد خارجیی راه زند·شحنگیی چون نکنی زخم تو کو دار تو کو
  12. 12 خامش ای حرف فشان درخور گوش خمشان·ترجمه خلق مکن حالت و گفتار تو کو

ganjoor: sh2144 · public domain