Divan-e Shams› Ghazal 224› Beyt 8 ← nakaraan · susunod →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۲۴
- قرار نیست زمانی تو را برادر من ببین که میکشدت هر طرف تقاضاها
G224:8
Iyong wika
Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Paliwanag sa beyt na ito
Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:
Ang buong ghazal ↗
- 1 چه خیره مینگری در رخ من ای برنا·مگر که در رخمست آیتی از آن سودا
- 2 مگر که بر رخ من داغ عشق میبینی·میان داغ نبشته که نحن نزلنا
- 3 هزار مَشک همیخواهم و هزار شکم·که آب خضر لذیذست و من در استسقا
- 4 وفا چه میطلبی از کسی که بیدل شد·چو دل برفت برفت از پیش وفا و جفا
- 5 به حق این دل ویران و حسن معمورت·خوش است گنج خیالت در این خرابه ما
- 6 غریو و ناله جانها ز سوی بیسویی·مرا ز خواب جهانید دوش وقت دعا
- 7 ز ناله گویم یا از جمال ناله کنان·ز ناله گوش پرست از جمالش آن عینا
- 8 قرار نیست زمانی تو را برادر من·ببین که میکشدت هر طرف تقاضاها
- 9 مثالِ گویی اندر میان صد چوگان·دوانه تا سر میدان و گه ز سر تا پا
- 10 کجاست نیت شاه و کجاست نیت گوی·کجاست قامت یار و کجاست بانگ صلا
- 11 ز جوش شوق تو من همچو بحر غریدم·بگو تو ای شه دانا و گوهر دریا
ganjoor: sh224 · public domain