Divan-e Shams Ghazal 2251 Beyt 2 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۲۵۱

  1. چو من صلح جویم شفیع او بود چو در جنگ آیم بود خنجر او

G2251:2

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 چو از سر بگیرم بود سرور او·چو من دل بجویم بود دلبر او
  2. 2 چو من صلح جویم شفیع او بود·چو در جنگ آیم بود خنجر او
  3. 3 چو در مجلس آیم شراب است و نقل·چو در گلشن آیم بود عبهر او
  4. 4 چو در کان روم او عقیق است و لعل·چو در بحر آیم بود گوهر او
  5. 5 چو در دشت آیم بود روضه او·چو وا چرخ آیم بود اختر او
  6. 6 چو در صبر آیم بود صدر او·چو از غم بسوزم بود مجمر او
  7. 7 چو در رزم آیم به وقت قتال·بود صف نگهدار و سرلشکر او
  8. 8 چو در بزم آیم به وقت نشاط·بود ساقی و مطرب و ساغر او
  9. 9 چو نامه نویسم سوی دوستان·بود کاغذ و خامه و محبر او
  10. 10 چون بیدار گردم بود هوش نو·چو بخوابم بیاید به خواب اندر او
  11. 11 چو جویم برای غزل قافیه·به خاطر بود قافیه گستر او
  12. 12 تو هر صورتی که مصور کنی·چو نقاش و خامه بود بر سر او
  13. 13 تو چندانک برتر نظر می‌کنی·از آن برتر تو بود برتر او
  14. 14 برو ترک گفتار و دفتر بگو·که آن به که باشد تو را دفتر او
  15. 15 خمش کن که هر شش جهت نور او است·وزین شش جهت بگذری داور او
  16. 16 رضاک رضای الذی اوثر·و سرک سری فما اظهر
  17. 17 زهی شمس تبریز خورشیدوش·که خود را بود سخت اندرخور او

ganjoor: sh2251 · public domain