Divan-e Shams› Ghazal 2383› Beyt 7 ← nakaraan · susunod →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۳۸۳
- گفت خون باشد زبان عاشقی عشق را خون است برهان آمده
G2383:7
Iyong wika
Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Paliwanag sa beyt na ito
Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:
Ang buong ghazal ↗
- 1 عشق تو از بس کشش جان آمده·کشتگانت شاد و خندان آمده
- 2 جان شکرخای است لیکن از توش·شکری دیگر به دندان آمده
- 3 دوش دیدم صورت دل را چنانک·باز خوش بر دست سلطان آمده
- 4 صید کرده جان هر مشتاق را·پر پرخون سوی جانان آمده
- 5 جمله جانها سوی تو آید بود·یک جوی زر جانب کان آمده
- 6 گفتمش از عاشقان این خون ز چیست·ای تو از عشاق و رندان آمده
- 7 گفت خون باشد زبان عاشقی·عشق را خون است برهان آمده
- 8 بوی مشک و بوی ریحان لطف ماست·راست گویم نور یزدان آمده
- 9 درد درد شمس تبریزی مرا·لحظه لحظه گنج درمان آمده
ganjoor: sh2383 · public domain