Divan-e Shams Ghazal 2408 Beyt 6 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۴۰۸

  1. بگو به مور بهار است و دست و پا داری چرا ز گور نسازی به سوی صحرا راه

G2408:6

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه·ز ذره ذره شنو لا اله الا الله
  2. 2 چه جای ذره که چون آفتاب جان آمد·ز آفتاب ربودند خود قبا و کلاه
  3. 3 ز آب و گل چو برآمد مه دل آدم وار·صد آفتاب چو یوسف فروشود در چاه
  4. 4 سری ز خاک برآور که کم ز مور نه‌ای·خبر ببر بر موران ز دشت و خرمنگاه
  5. 5 از آن به دانه پوسیده مور قانع شد·که او ز سنبل سرسبز ما نبود آگاه
  6. 6 بگو به مور بهار است و دست و پا داری·چرا ز گور نسازی به سوی صحرا راه
  7. 7 چه جای مور سلیمان درید جامه شوق·مرا مگیر خدا زین مثال‌های تباه
  8. 8 ولی به قد خریدار می‌برند قبا·اگر چه جامه دراز است هست قد کوتاه
  9. 9 بیار قد درازی که تا فروبریم·قبا که پیش درازیش بسکلد زه ماه
  10. 10 خموش کردم از این پس که از خموشی من·جدا شود حق و باطل چنانک دانه ز کاه

ganjoor: sh2408 · public domain