Divan-e Shams Ghazal 2550 Beyt 2 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۵۵۰

  1. بیا بخرام و دامن کش در آن دود و در آن آتش که می‌سوزد در آن جا خوش به هر اطراف ذاالنونی

G2550:2

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی·دل عشاق چون آتش تن عشاق کانونی
  2. 2 بیا بخرام و دامن کش در آن دود و در آن آتش·که می‌سوزد در آن جا خوش به هر اطراف ذاالنونی
  3. 3 چو شمعی برفروزی تو ایا اقبال و روزی تو·چو چونی را بسوزی تو درآید جان بی‌چونی
  4. 4 نیاید جز ز مه رویی طواف برج‌ها کردن·که مادون را رها کردن نباشد کار هر دونی
  5. 5 برو تو دست اندازان به سوی شاه چون باران·ببینی بحر را تازان در آن بحر پر از خونی
  6. 6 چه لاله است و گل و ریحان از آن خون رسته در بستان·ببینی و بشوید جان دو دست خود به صابونی
  7. 7 چو دررفتی در آن مخزن منزه از در و روزن·چو عیسی سوزنت گردد حجب چون گنج قارونی
  8. 8 ببینی شاه قدوسی بیابی بی‌دهن بوسی·ز سر خضر چون موسی شوی در فقر هارونی
  9. 9 چو آبی ساکن و خفته و چون موجی برآشفته·به بحر کم زنان رفته شده اندر کم افزونی
  10. 10 چو اندر شه نظر کردی ز مستی آن چنان گردی·که گویی تو مگر خوردی هزاران رطل افیونی
  11. 11 چو دیدی شمس تبریزی ز جان کردی شکرریزی·در آن دم هر دو جا باشی درون مصر و بیرونی

ganjoor: sh2550 · public domain