Divan-e Shams› Ghazal 2774› Beyt 3 ← nakaraan · susunod →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۷۷۴
- سالکی جان مجرد بر قلندر عرضه داد گفت در گوشش قلندر کان طرف می واستی
G2774:3
Iyong wika
Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Paliwanag sa beyt na ito
Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:
Ang buong ghazal ↗
- 1 در فنای محض افشانند مردان آستی·دامن خود برفشاند از دروغ و راستی
- 2 مرد مطلق دست خود را کی بیالاید به جان·آخر ای جان قلندر از چه پهلو خاستی
- 3 سالکی جان مجرد بر قلندر عرضه داد·گفت در گوشش قلندر کان طرف می واستی
- 4 کاین طرف هر چند سوزی در شرار عشق خویش·لیک هم مطلق نهای زیرا که در غوغاستی
- 5 در جمال لم یزل چشم ازل حیران شده·نی فزودی از دو عالم نی ز نفیش کاستی
- 6 تو نه این جایی نه آن جا لیک عشاق از هوس·میکنند آن جا نظر کان جاستی آن جاستی
- 7 ای که از الا تو لافیدی بدین زفتی مباش·چشمها را پاک کن بنگر که هم در لاستی
- 8 مرحبا جان عدم رنگ وجودآمیز خوش·فارغ از هست و عدم مر هر دو را آراستی
- 9 پاکی چشمت نباشد جز شه تبریزیان·شمس دین گر او بخواهد لیک نی زانهاستی
ganjoor: sh2774 · public domain