Divan-e Shams› Ghazal 2806› Beyt 6 ← nakaraan · susunod →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۸۰۶
- صد هزاران ساله از هست و عدم زان سوتری وز تواضع مر عدم را هست خوش همسایهای
G2806:6
Iyong wika
Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Paliwanag sa beyt na ito
Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:
Ang buong ghazal ↗
- 1 آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایهای·آفتاب او نهشت اندر دو عالم سایهای
- 2 آفتاب و چرخ را چون ذرهها برهم زند·وز جمال خود دهدشان نو به نو سرمایهای
- 3 عشق و عاشق را چه خوش خندان کنی رقصان کنی·عشق سازی عقل سوزی طرفهای خودرایهای
- 4 چشم مرده وام کرده جان ز بهر عشق او·ز آنک در دیده بدیده جان از آن سر پایهای
- 5 قهر صد دندان ز لطفش پیر بیدندان شده·عقل پابرجا ز عشقش یاوه و هرجایهای
- 6 صد هزاران ساله از هست و عدم زان سوتری·وز تواضع مر عدم را هست خوش همسایهای
- 7 کوه حلمی شمس تبریزی دو عالم تخت تو·بر نهان و آشکارش مینگر از قایهای
ganjoor: sh2806 · public domain