Divan-e Shams Ghazal 3058 Beyt 8 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۵۸

  1. چگونه مست نگردی ز لطف آن شاهی که او خراب کند عالمی به پیغامی

G3058:8

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 ز بامداد درآورد دلبرم جامی·به ناشتاب چشانید خام را خامی
  2. 2 نه باده‌اش ز عصیر و نه جام او ز زجاج·نه نقل او چو خسیسان به قند و بادامی
  3. 3 به باد باده مرا داد همچو که بر باد·به آب گرم مرا کرد یار اکرامی
  4. 4 بسی نمودم سالوس و او مرا می‌گفت·مکن مکن که کم افتد چنین به ایامی
  5. 5 طریق ناز گرفتم که نی برو امروز·ستیزه کرد و مرا داد چند دشنامی
  6. 6 چنین شراب و چو من ساقی و تو گویی نی·کی گوید این نه مگر جاهلی و یا عامی
  7. 7 هزار می‌نکند آنچ کرد دشنامش·خراب گشتم نی ننگ ماند و نی نامی
  8. 8 چگونه مست نگردی ز لطف آن شاهی·که او خراب کند عالمی به پیغامی
  9. 9 دلی بیابد تا این سخن تمام کنم·خراب کرد دلم را چنان دلارامی
  10. 10 سری نهادم بر پای او چو مستان من·پدید شد سر مست مرا سرانجامی
  11. 11 سر مرا به بر اندرگرفت و خوش بنواخت·غریب دلبریی و بدیع انعامی
  12. 12 وانگه از سر دقت به حاضران می‌گفت·نه درخورست چنین مرغ با چنین دامی
  13. 13 به باغ بلبل مستم صفیر من بشنو·مباش در قفسی و کناره بامی
  14. 14 فروکشیدم و باقی غزل نخواهم گفت·مگر بیابم چون خویش دوزخ آشامی

ganjoor: sh3058 · public domain