Divan-e Shams Ghazal 3071 Beyt 9 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۷۱

  1. ستاره‌هاست همه عقل‌ها و دانش‌ها تو آفتاب جهانی که پرده شان بدری

G3071:9

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 دلا همای وصالی بپر چرا نپری·تو را کسی نشناسد نه آدمی نه پری
  2. 2 تو دلبری نه دلی لیک بهر حیله و مکر·به شکل دل شده‌ای تا هزار دل ببری
  3. 3 دمی به خاک درآمیزی از وفا و دمی·ز عرش و فرش و حدود دو کون برگذری
  4. 4 روان چرات نیابد چو پر و بال ویی·نظر چرات نبیند چو مایه نظری
  5. 5 چه زهره دارد توبه که با تو توبه کند·خبر کی باشد تا با تو ماندش خبری
  6. 6 چه باشد آن مس مسکین چو کیمیا آید·که او فنا نشود از مسی به وصف زری
  7. 7 کیست دانه مسکین چو نوبهار آید·که دانگیش نگردد فنا پی شجری
  8. 8 کیست هیزم مسکین که چون فتد در نار·بدل نگردد هیزم به شعله شرری
  9. 9 ستاره‌هاست همه عقل‌ها و دانش‌ها·تو آفتاب جهانی که پرده شان بدری
  10. 10 جهان چو برف و یخی آمد و تو فصل تموز·اثر نماند از او چون تو شاه بر اثری
  11. 11 کیم بگو من مسکین که با تو من مانم·فنا شوم من و صد من چو سوی من نگری
  12. 12 کمال وصف خداوند شمس تبریزی·گذشته‌ست ز اوهام جبری و قدری

ganjoor: sh3071 · public domain