Divan-e Shams Ghazal 3099 Beyt 9 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۹۹

  1. خنک تو را و خنک جمله همرهان تو را که سعد اکبری و نیکبخت افتادی

G3099:9

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 بداد پندم استاد عشق ز استادی·که هین بترس ز هر کس که دل بدو دادی
  2. 2 هر آن کسی که تو از نوش او بنوشیدی·ز بعد نوش کند نیش اوت فصادی
  3. 3 چو چشم مست کسی کرد حلقه در گوشت·ز گوش پنبه برون کن مجوی آزادی
  4. 4 بر این بنه دل خود را چو دخل خنده رسید·که غم نجوید عشرت ز خرمن شادی
  5. 5 مگر زمین مسلم دهد تو را سلطان·چنانک داد به بشر و جنید بغدادی
  6. 6 چو طوق موهبت آمد شکست گردن غم·رسید داد خدا و بمرد بیدادی
  7. 7 به هر کجا که روی ماه بر تو می‌تابد·مهست نورفشان بر خراب و آبادی
  8. 8 غلام ماه شدی شب تو را به از روزست·که پشتدار تو باشد میان هر وادی
  9. 9 خنک تو را و خنک جمله همرهان تو را·که سعد اکبری و نیکبخت افتادی
  10. 10 به وعده‌های خوشش اعتماد کن ای جان·که شاه مثل ندارد به راست میعادی
  11. 11 به گوش تو همه تفسیر این بگوید شاه·چنانک اشتر خود را نوا زند حادی

ganjoor: sh3099 · public domain