Divan-e Shams Ghazal 3116 Beyt 8 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۱۶

  1. تو آن پهلوانی که چون اسب رانی ز مشرق به مغرب به یک دم رسانی

G3116:8

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 دلا گر مرا تو ببینی ندانی·به جان آتشینم به رخ زعفرانی
  2. 2 دل از دل بکندم که تا دل تو باشی·ز جان هم بریدم که جان را تو جانی
  3. 3 ز خون بر رخ من بدیدی نشان‌ها·کنون رفت کارم گذشت از نشانی
  4. 4 تو شاه عظیمی که در دل مقیمی·تو آب حیاتی که در تن روانی
  5. 5 تو آن نازنینی که در غیب بینی·نگفتند هرگز تو را لن ترانی
  6. 6 چه می نوش کردی چه روپوش کردی·تو روپوش می‌کن که پنهان نمانی
  7. 7 چه جنت چه دوزخ توی شاه برزخ·برانی برانی بخوانی بخوانی
  8. 8 تو آن پهلوانی که چون اسب رانی·ز مشرق به مغرب به یک دم رسانی
  9. 9 تو آن صدر و بدری که در بر و بحری·هم الیاس و خضری و هم جان جانی
  10. 10 کسی بی‌تو زنده زهی تلخ مردن·چو پیش تو میرد زهی زندگانی
  11. 11 ایا همنشینا جز این چشم بینا·دو صد چشم دیگر تو داری نهانی
  12. 12 اگر مرد دینی بسی نقش بینی·مکن سجده آن را که تو جان آنی
  13. 13 گره را تو بگشا ایا شمس تبریز·گره از گمانست و تو صد عیانی

ganjoor: sh3116 · public domain