Divan-e Shams› Ghazal 336› Beyt 10 ← nakaraan
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۳۶
- خروسا چند گویی صبح آمد نماید صبح را خود نور مشکات
G336:10
Iyong wika
Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Paliwanag sa beyt na ito
Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:
Ang buong ghazal ↗
- 1 بده یک جام ای پیر خرابات·مگو فردا که فی التأخیر آفات
- 2 به جای باده درده خون فرعون·که آمد موسی جانم به میقات
- 3 شراب ما ز خون خصم باشد·که شیران را ز صیادیست لذات
- 4 چه پرخونست پوز و پنجه شیر·ز خون ما گرفتست این علامات
- 5 نگیرم گور و نی هم خون انگور·که من از نفی مستم نی ز اثبات
- 6 چو بازم گرد صید زنده گردم·نگردم همچو زاغان گرد اموات
- 7 بیا ای زاغ و بازی شو به همت·مصفا شو ز زاغی پیش مصفات
- 8 بیفشان وصفهای باز را هم·مجردتر شو اندر خویش چون ذات
- 9 نه خاکست این زمین طشتیست پرخون·ز خون عاشقان و زخم شهمات
- 10 خروسا چند گویی صبح آمد·نماید صبح را خود نور مشکات
ganjoor: sh336 · public domain