Divan-e Shams Ghazal 531 Beyt 3 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۵۳۱

  1. گر عیش اول پیر شد صد عیش نو توفیر شد چون زلف تو زنجیر شد دیوانگی ناچار شد

G531:3

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 صوفی چرا هُشیار شد؟ ساقی چرا بیکار شد؟·مستی اگر در خواب شد مستی دگر بیدار شد
  2. 2 خورشید اگر در گور شد عالم ز تو پرنور شد·چشم خوشت مخمور شد چشم دگر خمار شد
  3. 3 گر عیش اول پیر شد صد عیش نو توفیر شد·چون زلف تو زنجیر شد دیوانگی ناچار شد
  4. 4 ای مطرب شیرین نفس عشرت نگر از پیش و پس·کس نشنود افسون کس چون واقف اسرار شد
  5. 5 ما موسییم و تو مها، گاهی عصا، گه اژدها·ای شاهدان ارزان‌بها چون غارت بلغار شد
  6. 6 لعلت شکرها کوفته چشمت ز رشک آموخته·جان، خانهٔ دل روفته، هین نوبت دیدار شد
  7. 7 هر بار عذری می‌نهی وز دست مستی می‌جهی·ای جان! چه دفعم می‌دهی؟ این دفع تو بسیار شد
  8. 8 ای کرده دل چون خاره‌ای امشب نداری چاره‌ای·تو ماه و ما استاره‌ای، استاره با مه یار شد
  9. 9 ای ماه بیرون از افق ای ما تو را امشب قنق·چون شب جهان را شد تتق پنهان روان را کار شد
  10. 10 گر زحمت از تو برده‌ام پنداشتی من مرده‌ام·تو صافی و من درده‌ام بی‌صاف دردی خوار شد
  11. 11 از وصل همچون روز تو در هجر عالم سوز تو·در عشق مکرآموز تو بس ساده‌دل عیار شد
  12. 12 نی تب بُدم، نی درد سر، سر می‌زدم دیوار بر·کز طمع آن خوش گُل‌شِکر قاصد دلم بیمار شد

ganjoor: sh531 · public domain