Divan-e Shams Ghazal 800 Beyt 7 ← nakaraan · susunod →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۸۰۰

  1. ور سواره تو برانی سوی میدان آیی تا شود گوشه هر سینه چو میدان چه شود

G800:7

Iyong wika

Wala pang salin sa iyong wika — ginagawa ito para sa buong ghazal nang sabay-sabay:

Paliwanag sa beyt na ito

Hindi pa naisusulat — isang masusing pagbasa sa beyt na ito sa loob ng ghazal nito:

Ang buong ghazal ↗

  1. 1 گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود·ور نکوبی به درشتی در هجران چه شود
  2. 2 ور به یاری و کریمی شبکی روز آری·از برای دل پرآتش یاران چه شود
  3. 3 ور دو دیده به تماشای تو روشن گردد·کوری دیده ناشسته شیطان چه شود
  4. 4 ور بگیرد ز بهاران و ز نوروز رخت·همه عالم گل و اشکوفه و ریحان چه شود
  5. 5 آب حیوان که نهفته‌ست و در آن تاریکیست·پر شود شهر و کهستان و بیابان چه شود
  6. 6 ور بپوشند و بیابند یکی خلعت نو·این غلامان و ضعیفان ز تو سلطان چه شود
  7. 7 ور سواره تو برانی سوی میدان آیی·تا شود گوشه هر سینه چو میدان چه شود
  8. 8 دل ما هست پریشان تن تیره شده جمع·صاف اگر جمع شود تیره پریشان چه شود
  9. 9 به ترازو کم از آنیم که مه با ما نیست·بهر ما گر برود ماه به میزان چه شود
  10. 10 چون عزیر و خر او را به دمی جان بخشید·گر خر نفس شود لایق جولان چه شود
  11. 11 بر سر کوی غمت جان مرا صومعه ایست·گر نباشد قدمش بر که لبنان چه شود
  12. 12 هین خمش باش و بیندیش از آن جان غیور·جمع شو گر نبود حرف پریشان چه شود

ganjoor: sh800 · public domain