Magbasa› Daftar 3› Seksyon 170 ← nakaraan · susunod →
بخش ۱۷۰ - تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی
Ang pagtutulad ng mundo na malawak sa labas ngunit makipot sa loob, at ang pagtutulad ng pagtulog na kalayaan mula sa pagkakipot na ito
- M3:3545 همچو گرمابه که تفسیده بودتنگ آیی جانت پخسیده شود
- M3:3546 گرچه گرمابه عریضست و طویلزان تبش تنگ آیدت جان و کلیل
- M3:3547 تا برون نایی بنگشاید دلتپس چه سود آمد فراخی منزلت
- M3:3548 یا که کفش تنگ پوشی ای غویدر بیابان فراخی میروی
- M3:3549 آن فراخی بیابان تنگ گشتبر تو زندان آمد آن صحرا و دشت
- M3:3550 هر که دید او مر ترا از دور گفتکو در آن صحرا چو لاله تر شکفت
- M3:3551 او نداند که تو همچون ظالماناز برون در گلشنی جان در فغان
- M3:3552 خواب تو آن کفش بیرون کردنستکه زمانی جانت آزاد از تنست
- M3:3553 اولیا را خواب ملکست ای فلانهمچو آن اصحاب کهف اندر جهان
- M3:3554 خواب میبینند و آنجا خواب نهدر عدم در میروند و باب نه
- M3:3555 خانهٔ تنگ و درون جان چنگلوککرد ویران تا کند قصر ملوک
- M3:3556 چنگلوکم چون جنین اندر رحمنهمهه گشتم شد این نقلان مهم
- M3:3557 گر نباشد درد زه بر مادرممن درین زندان میان آذرم
- M3:3558 مادر طبعم ز درد مرگ خویشمیکند ره تا رهد بره ز میش
- M3:3559 تا چرد آن بره در صحرای سبزهین رحم بگشا که گشت این بره گبز
- M3:3560 درد زه گر رنج آبستان بودبر جنین اشکستن زندان بود
- M3:3561 حامله گریان ز زه کاین المناصو آن جنین خندان که پیش آمد خلاص
- M3:3562 هرچه زیر چرخ هستند امهاتاز جماد و از بهیمه وز نبات
- M3:3563 هر یکی از درد غیری غافل اندجز کسانی که نبیه و کاملاند ❋
- M3:3564 آنچ کوسه داند از خانهٔ کسانبلمه از خانه خودش کی داند آن
- M3:3565 آنچ صاحبدل بداند حال توتو ز حال خود ندانی ای عمو