Magbasa› Daftar 5› Seksyon 39 ← nakaraan · susunod →
بخش ۳۹ - قصهٔ محبوس شدن آن آهوبچه در آخر خران و طعنهٔ آن خران ببر آن غریب گاه به جنگ و گاه به تسخر و مبتلی گشتن او به کاه خشک کی غذای او نیست و این صفت بندهٔ خاص خداست میان اهل دنیا و اهل هوا و شهوت کی الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا فطوبی للغرباء صدق رسول الله
Ang kuwento ng pagkakakulong ng munting usa sa dulo ng mga asno, at ang panunuya ng mga asno sa estranghero, minsan sa pamamagitan ng labanan at minsan sa pamamagitan ng panunuya, at ang kanyang pagdurusa sa tuyong dayami na hindi niya pagkain. At ito ang katangian ng espesyal na alipin ng Diyos sa gitna ng mga tao ng mundo at mga tao ng pagnanasa at kapusukan. 'Ang Islam ay nagsimula bilang isang estranghero at babalik bilang isang estranghero, kaya mapalad ang mga estranghero.' Totoo ang sinabi ng Sugo ng Diyos
- M5:832 آهوی را کرد صیادی شکاراندر آخر کردش آن بیزینهار
- M5:833 آخری را پر ز گاوان و خرانحبس آهو کرد چون استمگران
- M5:834 آهو از وحشت به هر سو میگریختاو به پیش آن خران شب کاه ریخت
- M5:835 از مجاعت و اشتها هر گاو و خرکاه را میخورد خوشتر از شکر
- M5:836 گاه آهو میرمید از سو به سوگه ز دود و گرد که میتافت رو
- M5:837 هرکرا با ضد خود بگذاشتندآن عقوبت را چو مرگ انگاشتند
- M5:838 تا سلیمان گفت که آن هدهد اگرهجر را عذری نگوید معتبر
- M5:839 بکشمش یا خود دهم او را عذابیک عذاب سخت بیرون از حساب
- M5:840 هان کدامست آن عذاب این معتمددر قفس بودن به غیر جنس خود
- M5:841 زین بدن اندر عذابی ای بشرمرغ روحت بسته با جنسی دگر
- M5:842 روح بازست و طبایع زاغهادارد از زاغان و چغدان داغها
- M5:843 او بمانده در میانشان زارزارهمچو بوبکری به شهر سبزوار