Oku Defter 1 Kuyumcu Erkeğin Öldürülmesi ve Zehirlenmesinin İlahi İşaretle Olduğunu, Nefis Hevesi ve Bozuk Düşünceyle Olmadığını Beyan Etmek Beyit 245

M1:245 — بچّه می‌لرزد از آن نیشِ حَجام / مادر مشفق در آن دم شادکام

بچّه می‌لرزد از آن نیشِ حَجاممادر مشفق در آن دم شادکام
✦ Bu beyti Türkçe dilinde oluştur

M1:245

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — kaydedilmiş Mesnevi derslerinden

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کودک از زخم حجّام به خود می‌لرزد، اما مادرِ دلسوز در همان لحظه شادمان است. معنا: این بیت نشان می‌دهد که آنچه از منظر محدود ما دردناک و ناخوشایند است، از دیدگاه داناتر و مهربان‌تر (همچون مادر) می‌تواند مایهٔ شادی و خیر باشد، زیرا او به فرجام و نتیجهٔ نهایی آن آگاه است.

شرح

این بیت، که در اوج بحث مولانا دربارهٔ افعالِ پرحکمت و گاه سختِ حق تعالی می‌آید، تصویر بسیار زیبایی است از تمایز میان نگاه سطحی و ژرف به رنج. من معتقدم مولانا در اینجا به روشنی می‌گوید که آنچه از چشم ما قهر می‌نماید، در باطن عین لطف است، اما ما چون کودکانی نادان، از این حقیقت غافلیم.

کودکی که از تیغِ حَجّام یا پزشک می‌لرزد، تنها درد لحظه‌ای را می‌بیند. او غایتِ عملِ طبیب را نمی‌فهمد، که آن غایت شفاء و سلامتی است. اما در همان لحظه، مادرِ مشفق که تمام وجودش مهر و دلسوزی است، نه تنها اندوهگین نیست، بلکه «شادکام» است. این شادی مادر نه از سرِ بی‌رحمی، که از سرِ معرفت و دوراندیشی است. او می‌داند که این دردِ زودگذر، لازمهٔ درمانی پایدار است.

مولانا این تمثیل را بلافاصله پس از طرح این پرسش حکیمانه می‌آورد که: «گر ندیدی سود او در قهر او / کی شدی آن لطف مطلق قهرجو؟» یعنی اگر در ظاهرِ قهر الهی، سودی پنهان نبود، هرگز آن «لطف مطلق» به صورت «قهر» بر ما تجلی نمی‌کرد. وجودِ «قهر» گواه بر وجودِ سودی پنهان است. این همان «طبیب الهی» است که مولانا از او سخن می‌گوید، «شاهِ وس‌آگاه و خاصهٔ الله» که جز به خیرِ ما نمی‌اندیشد.

بیت بعدی نیز که می‌فرماید: «نیم جان بستاند و صد جان دهد / آنکه در وهمت نیاید آن دهد»، تکمیل‌کنندهٔ همین معناست. خداوند گاه نیم‌جانی را می‌ستاند تا صد جان بهتر عطا کند، یا دردی اندک می‌نشاند تا عافیتی بزرگ به ارمغان آورد؛ چیزهایی که «در وهم ما نیاید». اینجاست که مولانا با صراحت انتقاد می‌کند از روشِ «قیاس» ما: «تو قیاس از خویش می‌گیری ولیک / دور دور افتاده‌ای، بنگر تو نیک.» ما عادت کرده‌ایم همه چیز را با معیار محدود و ناقص خودمان بسنجیم، اما این قیاس، ما را از حقیقت دور می‌افکند. افعال خداوند را نمی‌توان با عینکِ محدودِ فهم بشری داوری کرد. ما باید از «دیدِ کودک» خود فراتر رویم و با نگاهی مادرانه، یا بهتر بگویم، نگاهی الهی، به جریان حوادث بنگریم و به حکمتی که در پسِ هر رنج نهفته است، اعتماد کنیم. این بیت، در واقع، دعوتی است به تسلیم و اعتماد به تدبیرِ غیبی.

نکات کلیدی

  • ظاهر رنج و قهر، باطنی از لطف و رحمت دارد.
  • نگاه محدود انسانی در قیاس با حکمت لایزال الهی ناتوان است.
  • شادی مادر نشانهٔ معرفت به آیندهٔ نیکوست، نه بی‌تفاوتی به رنج کودک.
  • مولانا نقد می‌کند که قیاس افعال حق با معیارهای ناقص بشری، ما را از حقیقت دور می‌سازد.
  • رنج‌های ظاهری، ابزار حکمت الهی برای دستیابی به خیر و صلاح بالاتر است.
  • دعوت به تسلیم و اعتماد به تدبیر غیبی حتی در مواجهه با درد و بلا.

Sources: d1-s21 · 01:09:00 d1-s21 · 01:10:10

به زبانِ تو — Kendi dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.