Oku› Defter 2› O çobanın özrü hakkında Musa aleyhisselam'a vahiy gelmesi› Beyit 1775
M2:1775 — بعد از این گر شرح گویم ابلهیست / زانک شرح این ورای آگهیست
M2:1775
Anlam · به زبانِ تو — Kendi dilin · AI
مولانا میگوید که شرح دادن تجربهٔ بیواسطه و عرفانی موسی از گفتگو با خداوند، کاری بیهوده و ابلهانه است، زیرا این تجربه از محدودهٔ درک و بیان انسانی خارج است.
این بیت در میانهٔ داستان موسی و شبان قرار دارد، درست در لحظهای که خداوند پس از سرزنش موسی، به او اسراری را وحی میکند که «به گفت ناید». مولانا تجربهای را توصیف میکند که در آن، «دیدن و گفتن» یکی میشوند و موسی در حالتی از بیخودی، میان ازل و ابد در نوسان است.
در اینجا، مولانا به عنوان راوی، رشتهٔ سخن را قطع میکند و به خواننده هشدار میدهد که تلاش برای شرح این تجربهٔ عرفانی با کلمات و مفاهیم عقلانی، کاری «ابلهانه» است. دلیل این امر آن است که ماهیت این رازها «ورای آگهی» است؛ یعنی در قلمرویی قرار دارد که دانش و آگاهی متعارف بشری به آن راه ندارد. این یک تجربهٔ وجودی و مستقیم است، نه یک مفهوم فکری که بتوان آن را توضیح داد.
این بیت، یکی از اصول کلیدی عرفان مولوی را بیان میکند: محدودیت زبان و عقل در برابر حقیقت محض. همانطور که در بیت بعدی میگوید، اگر بخواهد آن را بگوید «عقلها را برکَند» و اگر بنویسد «قلمها بشکند». بنابراین، سکوت در اینجا نه از سر ندانستن، بلکه از سر لبریز بودن از داناییای است که در قالب کلمات نمیگنجد.
- ابلهیست
- نادانی و حماقت است
- زانک
- زیرا که، برای اینکه
- ورای
- فراتر از، آن سویِ
- آگهی
- دانش، آگاهی، معرفت
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.