Oku› Defter 3› Bir şeyi misalle ve taklitle bilmek ile o şeyin mahiyetini bilmek arasındaki fark› Beyit 3655
M3:3655 — قطب گوید مر ترا ای سستحال / آنچ فوق حال تست آید محال
M3:3655
شرحِ سروش — kaydedilmiş Mesnevi derslerinden
شرح
جلسهٔ 33 — [00:37:06] خیال متصل و منفصل و مراتب هستی
و خودش میگه، میگه شما ببین در نفس خودت شما تناقض رو میتونی تصور کنی. خب بله دیگه، تناقض، جمع سیاه و سفید، جمع وجود و عدم. اما در عالم خارج که نمیشه جمع وجود و عدم نمیشه، جمع سیاه و سفید نمیشه. این معناش این هستش که به قول او نفس ما در یه مرتبه بالاتری وجود داره. و او میگوید که هر چه این نفس قویتر، اشتمال او و احاطه او بر اضداد بیشتر. و لذا یکی از نشانههای کمال آدمی این است که بتواند احاطه بیشتر بر اضداد پیدا بکنه. اونچه را که برای دیگری محال است، او بتواند غیر محال بکنه برای خودش. مولوی عیناً همین حرف رو داره. میگه تو یه وقتا میگی که فلان چیز محاله، فلان کار امکان نداره. میگه:
تو عقلت نمیرسه بهش. درستتر اینه که بگیم تو نفست جا نمیده به اینها. در ذهن تو اینا جا نمیگیرن. در نفس تو و الا اگر یک نفس بزرگتر و قویتری باشه، اینا رو جا میده. راحت میتواند اینها رو جا بده. کما اینکه بعضی از اندیشهها رو که ما قبول نمیکنیم یا باور نمیکنیم، برای اینکه با اندیشههای قبلیمون نمیسازه. میگیم این دروغه، این غلطه. اما اگر که این اندیشهها رو درست کنیم، همون اندیشههای باطل قبلی به خیال خودمون، میآن اینا با همدیگه جمع میشن. در کلمات مولا علی در نهجالبلاغه هست که میگوید که بعضی از بندگان، یعنی خداوند بعضیها ظرفیتی میده که «تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْأَشْبَهِ وَ تَنْقَادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعَانَدَةِ». بعد از اینکه چشمات نابیناست، چشمات بینا میشه و بعد از اینکه معاندی، منقاد میشی. یعنی چیزی رو که نمیپذیرفتی، حالا میبینی پذیرفتنیست. قبلاً ذهنت راه نمیداد، جا نمیداد بهش، حالا جا میده. خیلی این مسئله مهمیست که به قول مولوی یه چیزاییست که فوق عقل ماست، میگیم محاله. اگه عقل ما بیشتر برسه، قویتر بشه، همون محالها ممکن میشه.
به زبانِ تو — Kendi dilin · AI
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.